ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨١ - نكته و معناى لطيفى كه از جمله پرسشى أ فمن يهدي إلى الحق أحق أن يتبع استفاده مىشود
بدون راهنما راهى به جايى مىبرند، و معلوم است كه در اين دوران، ترجيح براى آن كسى است كه به سوى حق هدايت مىكند، نه آن كس كه هدايتى نمىكند، يعنى ترجيح با پيروى خداى تعالى بر پيروى خدايان دروغين است، ولى مشركين به عكس اين حكم مىكنند و بدين جهت خداى تعالى با جمله(فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ) ملامت و توبيخشان مىكند.
در اينجا سؤالى باقى مىماند و آن اين است كه در رجحان پيروى خداى تعالى بر پيروى شركاء تعبير فرموده به اينكه پيروى خداى تعالى سزاوارتر است مگر پيروى شركاء سزاوار است كه پيروى خداى تعالى سزاوارتر باشد؟ و چون چنين نيست بايد حقانيت را منحصر در پيروى خداى تعالى مىكرد، و آن را متعين دانسته مىفرمود: تنها پيروى خداى تعالى حق است، نه اينكه بفرمايد: پيروى خداى تعالى سزاوارتر است؟
جواب اين سؤال اين است كه اين تعبير مقتضاى مقام ترجيح است. وقتى از خصم مىپرسيم: راستى ترجيح بر دروغ دارد. يا دروغ ترجيح بر راستى؟ ناگزير پاسخ اين سؤال اين است كه راستى بهتر است، و اين معنايش آن نيست كه دروغ هم خوب است، ولى راستى خوبتر است. و اگر خود خصم پاسخ نداد، ما به جاى او همين تعبير را مىآوريم، تا قبول دعوى ما برايش آسانتر شود، و حس عصبيت او تحريك و جهالتش تهييج نگردد.
[نكته و معناى لطيفى كه از جمله پرسشى:(أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ ...) استفاده مىشود]
و خداى تعالى در اين سؤال و جواب زيباترين تعبير را آورده و فرموده:(أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى). و در اين آيه قرائتى كه رايج است كلمه لا يهدى - با تشديد دال - است كه اصل آن يهتدى بوده، و ظاهر جمله(لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى) كه در آن متعلقات فعل حذف شده، و نفرموده كه به چه چيز هدايت مىشود و چه كسى او را هدايت كرده اين است كه به خودى خود هدايت نمىشود، بلكه به وسيله غير خود هدايت مىشود، چون اين كلام يعنى جمله(يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ) در مقابل جمله(أَمَّنْ لا يَهِدِّي) قرار گرفته، با اينكه جمله به سوى حق هدايت مىكند بايد در مقابلش جمله به سوى حق هدايت نمىكند قرار بگيرد، نه جمله لا يهدى- به سوى حق هدايت نمىشود ، و همچنين جمله به سوى حق هدايت نمىشود در مقابل جمله: به سوى حق هدايت مىشود است، و لازمه اين چنين مقابله اين است كه بين راه يافتن بوسيله غير و هدايت نكردن به سوى حق ، و همچنين بين هدايت كردن به سوى حق با راه يافتن بالذات ملازمه باشد. پس، كسى كه به سوى حق هدايت مىكند، بايد خودش بالذات- و نه بوسيله غير- راه يافته باشد، و نيز كسى كه خودش بوسيله غير راه يافته ابدا به سوى حق هدايت نمىكند.
اين آن نكتهاى است كه آيه شريفه به حسب ظاهرى كه دارد بر آن دلالت مىكند، و