ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٤ - سنت الهى مبنى بر فرستادن رسول براى همه امم و قضاء به حق و عدل در بين مصدقين و مكذبين و نجات دادن گروه اول و عذاب و هلاك كردن گروه دوم
پس، اينكه بعضى از مفسرين[١] گفتهاند: منظور از قضاء، عذاب روز قيامت، و درخواست كنندگان بعضى از مشركين امتهاى قبل از اسلام بودهاند گفتارى است كه نبايد به آن اعتناء شود.
(قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ...) جمله سؤالى( مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ،) در معناى اين است كه: چه زمانى پروردگار تو به اين وعدهاى كه به تو و تهديدى كه به ما داده وفا مىكند؟ چه زمانى است كه خدا بين ما و بين تو قضاء مىراند، و ما را هلاك و تو و ايمان آورندگان به تو را نجات مىدهد؟ و جو زندگى را براى تو صاف و هموار مىسازد، تا زمين يكسره در اختيار شما قرار بگيرد، و شما از شر ما راحت شويد، و چرا پروردگار تو در اين قضايش عجله نمىكند؟
چون كلام مشركين كلامى بوده كه جنبه تعجيز و استهزاء داشته، در حقيقت خواستهاند بگويند پروردگار تو هيچ كارى نمىتواند بكند، و اين تهديدهاى تو، بيهودهاى بيش نيست، و گرنه چرا عجله نمىكنى و آن را عملى نمىسازى؟ شاهد بر اينكه مشركين چنين منظورى داشتهاند اينست كه در آيات بعد كه سخن از استعجال مشركين به ميان مىآورد از آنان حكايت مىكند كه گفتند:(لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ)[٢].
آرى، گفتار مشركين اگر شكافته شود چنين معنايى را مىرساند، و چون در چنين معنايى بود خداى سبحان پيامبر خود را تلقين كرد تا در پاسخشان اين حقيقت را بيان كند كه خود آن جناب مالك نفع و ضرر خودش نيست، نه مىتواند ضررى را از خودش دفع كند و نه مىتواند منافعش را به سوى خود جلب نمايد، و نه در جلب آن عجله كند، مگر آن ضررهايى را كه خدا خواسته باشد از آن جناب دفع شود، و آن منافعى كه خدا خواسته باشد به سوى آن جناب جلب شود. وقتى آن جناب مالك نفع و ضرر خود نيست چگونه مىتواند پيشنهاد آنان را عملى ساخته، در قضاء و عذاب آوردن عجله كند، پس اين استعجال مشركين از جهالت آنان است.
و آن گاه از اصل سؤال كه تعيين زمان نزول عذاب بود پاسخى اجمالى داده و از تعيين وقت اعراض نموده و به بيان ضرورت و حتميت وقوع پرداخته. و علت اينكه از تعيين وقت اعراض نمود اين است كه وقت مذكور جزء غيب عالم است، كه به جز خداى تعالى هيچ كس به آن
[١] تفسير الكشاف، ج ٢، ص ٣٥٠.
[٢] چرا ملائكه را نمىآورى اگر جزو راستگويان هستى. سوره حجر، آيه ٧