ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٨ - جهات حسن و مصلحت بر اراده و افعال ما حاكم است و خداوند جل شانه تحت تاثير و حكومت آن جهات و هيچ چيز ديگر نيست
چيزى (و حتى غرض و هدف و نتيجه و علت و امثال اينها) نمىتواند در خدا حكم كند، و خداى تعالى را محكوم خود سازد، و گفتيم كه غير خدا هر چه كه فرض شود اگر داراى واقعيت باشد- نه صرف اعتبار- مخلوق خدا و تحت تدبير خدا است، آرى:(إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ) و(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ)، حكم منحصرا كار خدا است، غير او حاكمى نيست تا در او حكم كند و اثر بگذارد، و غير او هر چه كه فرض شود مخلوق او است.
[جهات حسن و مصلحت بر اراده و افعال ما حاكم است و خداوند جل شانه تحت تاثير و حكومت آن جهات و هيچ چيز ديگر نيست]
پس جهات حسن و مصلحت (و غرض و هدف و امثال اينها) امورى است كه بر ما حكم مىكند و ما را وادار مىسازد به اينكه برخيزيم و فلان كار را شروع كنيم تا آن غرض حاصل گردد، و اين جهات حسن و مصلحتها امورى هستند خارج از (ذات) و خارج از افعال ما، كه در ما بدان جهت كه ما فاعل هستيم و با انجام كارهاى خود مىخواهيم سعادت زندگى خود را تامين كنيم اثرى مىگذارند، اما آيا خداى سبحان نيز مثل ما است كه تحت تاثير چيزى قرار گيرد؟ نه، حاشا، او اجل از اين است، براى اينكه اين جهات حسن و مصالح، قوانين عمومى هستند كه از نظام عمومى عالم و روابط موجود بين اجزاى خلقت گرفته شدهاند، (مثلا اگر ما به خاطر مصلحت سيرى غذا مىخوريم، و به خاطر مصلحت سلامتى از دوا استفاده مىكنيم، اين مصلحتها از نظام عمومى عالم گرفته شده كه اولا انسان نيازمند به غذا و بيمار محتاج دوا است، و ثانيا فلان موجود مىتواند غذاى بشر باشد- بر خلاف چيزهايى ديگر كه نمىتواند غذاى بشر واقع گردد- و فلان دوا، فلان اثر را در مزاج بشر دارد، پس همه آنچه كه ما مصلحتش مىخوانيم امورى است خارج از ما كه قبل از ما در عالم و در نظام جارى در عالم وجود داشته)، و اين عالم و نظام جارى در آن فعل خداى سبحان است، و به هيچ وجه ممكن نيست كه مفهوم انتزاع شده از چيزى جلوتر از آن چيز تحقق يابد، مثلا مصلحت، كه امرى است انتزاعى جلوتر از منشا انتزاعش يعنى فعل تحقق يابد، و تازه به اين حد هم قناعت ننموده حتى از صاحب فعل هم جلو بيفتد، و قبل از صاحب فعل، تحقق داشته باشد و در صاحب فعل اثر بگذارد.
و اما اينكه در آيه شريفه خلقت آسمانها و زمين را با جمله(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا) تعليل كرده، و نيز تعليلهاى بسيار ديگرى نظاير اين تعليل كه در قرآن كريم آمده در حقيقت از قبيل تعليل به فوايدى است كه در خلقت هست، و به مصالحى كه بر آن متفرع مىشود، و خداى تعالى در جاى ديگر نيز خبر داده كه فعلش خالى از حسن نيست، و فرموده:
(الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ)[١]. پس خداى سبحان خيرى است كه در او هيچ شرى نيست،
[١] خدايى كه هر چه را آفريد حسن و زيبايش كرد. سوره الم سجده، آيه ٧