ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٢ - بحث روايتى(رواياتى در باره قوم لوط، فرشتگان ميهمان لوط و داستان هلاكت قوم او)
جبرئيل وقتى اين كلام را از لوط شنيد به همراهانش گفت: ما در نازل كردن عذاب بر اين قوم عجله نمىكنيم تا لوط سه بار اين شهادتش را اداء كند فعلا يك بارش را اداء كرد، ساعتى به طرف ده راه رفتند باز جناب لوط رو كرد به ميهمانان و گفت: شما به سوى شرارى از خلق خدا مىرويد، جبرئيل گفت: اين دو بار. و سپس لوط هم چنان به راه ادامه داد تا رسيدند به دروازه شهر در آنجا نيز بار ديگر رو كرد به ميهمانان و گفت: شما به سوى شرارى از خلق خدا مىرويد. جبرئيل گفت اين سه بار. و سپس لوط داخل شد آنان نيز با وى داخل شدند تا اينكه به خانه رسيدند.
همسر لوط وقتى ميهمانان را با آن قيافههاى زيبا ديد به بالاى بام رفت و كف زدن آغاز كرد تا به مردم وضع را بفهماند ولى كسى متوجه نشد و صداى كف زدن او را نشنيد به ناچار آتش دود كرد مردم وقتى دود را از خانه او ديدند دوان دوان به سوى درب خانه لوط روى آوردند بطورى كه يكديگر را هل مىدادند تا به در خانه رسيدند، زن از بالاى بام پايين آمد و گفت: در خانه ما افرادى آمدهاند كه زيباتر از آنان هيچ قومى را نديدهام مردم به در خانه آمدند تا داخل شوند.
لوط وقتى ديد مردم دارند مىآيند برخاسته نزد قوم آمد و گفت: اى مردم! از خدا بترسيد و مرا نزد ميهمانانم رسوا مكنيد مگر يك انسان رشد يافته در بين شما نيست؟ آن گاه گفت: اين دختران من در اختيار شمايند و آنها براى شما حلالتر و پاكيزهترند، و با اين كلامش مردم را به عملى حلال دعوت كرد، ليكن مردم گفتند: ما به دختران تو حقى نداريم و تو خود مىدانى ما چه مىخواهيم. لوط از در حسرت به ملائكه گفت: اى كاش نيرويى پيدا مىكردم و يا پناهگاهى محكم مىداشتم. جبرئيل به همراهانش گفت: اگر لوط مىدانست چه نيرويى در داخل خانهاش دارد اين آرزو را نمىكرد.
از سوى ديگر لحظه به لحظه تعداد جمعيت فزونتر مىشد تا آنكه داخل شوند، جبرئيل صيحهاى بر آنان زد و به لوط گفت: اى لوط رهايشان كن تا داخل شوند همين كه داخل شدند جبرئيل انگشت خود را به طرف آنان پايين آورد كه ناگهان همه آنها كور شدند اين است كه خداى تعالى در بارهاش فرمود: (فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ)- پس ما چشم آنان را بى نور، و كور گردانيديم [١] آن گاه جبرئيل لوط را كه داشت از مردم جلوگيرى مىكرد صدا زد و به او گفت: ما جوانانى از جنس بشر نيستيم بلكه فرستادگان پروردگار تو هستيم و آنها دستشان به تو نمىرسد،
[١] سوره قمر، آيه ٣٧.