ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٩ - بحث روايتى(رواياتى در باره قوم لوط، فرشتگان ميهمان لوط و داستان هلاكت قوم او)
امام سپس فرمود: مردم شهر جلو درب خانه لوط از يكديگر سبقت گرفته براى داخل شدن در خانه او به طرف در حملهور شدند تا اينكه درب را شكستند و لوط را كه تا آن لحظه به دفاع پرداخته بود به زمين انداختند جبرئيل به لوط گفت: ما فرستادگان پروردگار تو هستيم، آنها به تو نخواهند رسيد، سپس مشتى ماسه از كف رودخانه گرفت و به طرف صورتهاى آن قوم پرتاب كرد و گفت: كور شوند اين روىها، پس همه اهل شهر نابينا شدند لوط به آنان گفت:
اى رسولان پروردگار من به چه كار بدينجا آمدهايد و پروردگارم به شما در باره اين قوم چه ماموريتى داده؟ گفتند: ما را مامور فرموده تا آنان را در هنگام سحر بگيريم (و به عذاب گرفتار سازيم). لوط گفت: پس من يك حاجت به شما دارم. پرسيدند: حاجتت چيست؟ گفت:
حاجتم اين است كه همين الان آنها را بگيريد براى اينكه مىترسم براى خدا در مورد آنان بدايى حاصل شود و از هلاك كردنشان صرف نظر كند. گفتند: اى لوط موعد هلاك كردن آنان صبح است و مگر صبح براى كسى كه مىخواهد آنان را بگيرد نزديك نيست؟ تو در اين فرصت دست دخترانت را بگير و برو و همسرت را بگذار بماند. امام ابو جعفر (ع) سپس فرمود: خدا رحمت كند لوط را اگر مىدانست آنان كه در داخل خانهاش بودند چه كسانى هستند هرگز دلواپس نمىشد و مىدانست كه آنان به يارى وى آمدهاند ولى چون آگاه نبود از در حسرت گفت: (لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ)- اى كاش به وسيله شما نيرويى برايم حاصل مىشد و يا پناهگاهى ايمن مىداشتم تا بدانجا پناهنده مىشدم و چه ركن و پناهى محكمتر از جبرئيل كه در خانه با او بود؟ و معناى اينكه خداى عز و جل به محمد ٦ فرمود:(وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ) اين است كه چنين عذابى كه بر قوم لوط نازل شد از ظالمان امت تو نيز اگر همان گناه را مرتكب شوند كه قوم لوط مرتكب مىشدند دور نيست، و رسول خدا ٦ در باره اين عمل شنيع فرمود: كسى كه بر عمل وطى رجال اصرار بورزد نخواهد مرد مگر بعد از آنكه مبتلا به اين بيمارى شود كه مردان را به سوى خود دعوت كند.[١] مؤلف: اين روايت از نظر لفظ، خالى از مختصر تشويش و اضطراب نيست و در اين روايت عدد نفرات ملائكه را سه نفر دانسته در حالى كه در بعضى از روايات، مانند روايتى كه در باب قبلى از ابى يزيد حمار از ابى عبد اللَّه (ع) نقل شد عدد فرشتگان را چهار نفر دانسته و چهارمى آنان را كروبيل دانسته، و در بعضى از رواياتى كه از طريق اهل سنت نقل شده
[١] فروع كافى، ج ٥، ص ٥٤٤، چاپ ايران.