فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠ - ٣- ايدئولوژىها و افكار عرب در جاهليت
زيرا اين موضوع از موضوعاتى است كه در ميان آنها تقريباً مسلّم بوده و عقيده راسخى بدان داشتهاند- ضمناً خالى از تفريح هم نيست:
«غول را حيوانى مىدانستند كه مىتوانست به صورتهاى گوناگون درآيد ولى غالباً صورتى شبيه صورت انسان به خود مىگيرد اما در عين حال پاهاى او مانند پاهاى «بز» است!- در شبهاى تاريك، مخصوصاً در بيابانها، بر سر راهها خودنمايى مىكند، در ابتدا قدرى در جاده راه مىرود و پس از آن راههاى بيراهه را پيش مىگيرد، عابرين به گمان اين كه او هم مثل آنان مسافر است و از جاده حقيقى مىرود بدنبال او حركت مىكنند، ولى ناگاه از نظر آنان محو مىشود و متحير در ميان بيابان مىمانند، براى دفع شر اين حيوان حيله باز و خطرناك! لازم بود وقتى او از دور مىبينند با صداى درشت و خشن او را مخاطب سازند و بگويند:
|
يا رجل عنز انهقى نهيقا! |
لن نترك السبسب و الطريقا! |