فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - نظرى به وضع بيمارستان
المقدور كنار گذاشته و كم كم در قسمتهاى مختلف فلسطين مشغول پيشروى شدند، توحش پيروان مسيح هم به اين مقصود كمك مىكرد. آنها در بيتالمقدّس (همانطور كه مورخين خودشان تصريح كردهاند) به عياشى مشغول بودند و مسلمين به پيشرفت خود ادامه مىدادند تا اينكه قسمت مهمى از فلسطين را به نام «ايديسا» فتح كردند، اين فتح رعب و ترس مخصوصى در مسيحيان ايجاد كرد و همان باعث شد كه از اروپا استمداد كنند.
«لويى هفتم» پادشاه فرانسه مخصوصاً به سردارى لشكر صليب نامزد شد، «كنراد سوم» پادشاه آلمان نيز با او همكارى كرد و بالاخره سپاه دوم صليبيان كه بالغ بر صد هزار نفر بود به آسياى صغير وارد شد، ولى عاقبت با ناكامى بازگشت كردند.
كسى كه موفق شد بيتالمقدّس را كاملًا از مسيحيان پاك كند و اين افتخار را بدست آورد، سلطان «صلاح الدين ايوبى» بود ولى بايد دانست، به شهادت تاريخ، اين پادشاه مسلمان پس از فتح بيتالمقدّس برخلاف روش مسيحيان رسماً از خونريزى و قتل عام صرفنظر كرده و حتى از غارت كردن آنان نيز جلوگيرى به عمل آورد، فقط جزيه خفيفى بر آنها گذارد.
به اين ترتيب حكومت مسيحيان بر بيتالمقدّس پس از (٨٠) سال خاتمه يافت و با اينكه پس از آن شش بار ديگر نيز لشكركشى كردند و كوشش فراوان به خرج دادند، كارى از پيش نبردند، اين جنگها غالباً به كشمكشهاى داخلى منجر مىشد و يا با مقاومت سرسختانه مسلمين روبهرو مىگرديد و در پايان پس از خسارتهاى فراوان باز مىگشتند.
پيروان مسيح اگر چه از جنگهاى صليبى نتيجهاى را كه در نظر داشتند نگرفتند ولى به عقيده «بعضى از مورخين مسيحى» منافع ديگرى عايد آنها شد كه در اهميّت شايد كمتر از آن نبود، چه اينكه توانستند مقدار زيادى از تمدن مسلمانان كه در آن روز از متمدنترين ملل به شمار مىرفتند استفاده كرده، و به حالت توحش خود خاتمه دهند. و چيزى نگذشت كه آثار اين تمدن اكتسابى در كليه شئون آنها اعم از صنعت و تجارت و كشاورزى و علوم مختلف ظاهر گرديد و در حقيقت يكى از پايههاى تمدن امروزى آنان در آن وقت گذارده شد!
اين بود خلاصه جنگهاى صليبى و آثار آن در شؤن مختلف اجتماع آن روز كه برخلاف تصورات پيروان فلسفه «ماركس» از سرچشمههاى غير مادى و اقتصادى منشأ گرفت، گمان مىكنم همين مقدار براى درك آثار غريزه «فداكارى در راه ايمان و عقيده» در تحولات تاريخى كافى باشد.
نظرى به وضع بيمارستان
سالنهاى بيمارستانى كه محمود در آن بسترى بود به طرز جالبى ساخته شده بود. از دو طرف دريچههاى زيبا و متناسبى به طرف حيات سبز و خرم بيمارستان باز مىشد، نسيم ملايمى كه با عطر گلها آميخته بود