فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - دشمنان بىرحم و مسلمانان خواب!
خون در زحمت بودند!!
مجاهدين صليب؛ به اين مقدار هم قناعت نكرده مجلسى تشكيل دادند و تصميم گرفتند كه تمام ساكنين بيتالمقدّس را، از كوچك و بزرگ، از دم شمشير بگذرانند، اين قتل عام وحشتناك با آن همه حرارت و جوشى كه حاميان دين مسيح از خود بروز دادند، مدت هشت روز طول كشيد حتى زنان و اطفال را كشتند و خلاصه يك نفر متنفس باقى نگذاردند»! ...
پس از ذكر اين جمله «محمود» سرى تكان داد و آه سوزانى از دل بركشيد. در حالى كه اشك در اطراف چشمهاى جذاب او دور مىزد و با لحن حسرت بارى گفت:
- آرى ... جناياتى كه پيروان مسيح در بيت المقدّس مرتكب شدند بخدا هرگز فراموش نخواهد شد، و براى آن دلهاى مسلمانان تا ابد جريحهدار است ... آه چه صحنه جانسوزى ...
هرگاه آن صحنه دلخراش را در نظر مجسم مىكنم و اجساد شناور در خون آن مسلمانان بىگناه را به خاطر مىآورم و پيكر نيمسوخته اطفال معصومى كه طعمه آتش جنايات آن انسان نماهاى درندهخو شدند از جلو چشمهاى دلم عبور مىدهم، مو بر بدنم راست مىشود و اندامم به لرزه در مىآيد و بر مرتكبين آن جنايت هولناك لعنت مىفرستم نه تنها از نظر اين كه يك نفر «مسلمانم» بلكه از نظر اينكه يك نفر «انسانم»!
ولى تعجب در اين است كه مسلمانهاى فراموشكار چنان خاطره جنگهاى صليبى را از خاطر بردند كه گويى اصلًا چنين حادثهاى رخ نداده، باز باقيمانده همان نسل را در كشورهاى خود راه دادند، و اختيارات زندگى خود را به دست آنان سپردند غافل از آنكه اگر روزى منافع آنها در خطر بيفتد پروايى ندارند كه همان صحنههاى خونين و بدتر از آن را دوباره تجديد كنند.
اين طرز رفتار پيروان مسيح بود كه به اصطلاح به خدا و روز جزا و پاداش و حسابى عقيده داشتند، ولى از آنها بدتر و خطرناكتر همان جمعيّتى هستند كه به هيچ چيز جز تأمين منافع مادى و حيات اقتصادى خود علاقه ندارند! تنها هدف آنها اين است: «همه چيز براى حيات مادى آنان» ...
از مقصد دور نرويم، فتح بيتالمقدس با دادن يك ميليون نفر تلفات كه تمام آنها عيسوى بودند؛ نصيب مسيحيان شد به علاوه يك قسمت مهم اروپا كه در مسير لشكر صليب واقع شده بود بر باد رفت. لذا انتظار مىرفت كه اين فتح گران قيمت را تا مدت زيادى در قبضه خود نگاهدارى كنند، ولى به عكس پس از مدت مختصرى از دست آنان بيرون رفت و بدست مسلمانان افتاد.
وقتى كه بيت المقدّس بدست مسيحيان افتاد و حكومت آنها بر آن مسلم گرديد يكى از مردان شجاع لشكر صليب را كه «گودفراى» نام داشت براى سلطنت آنجا انتخاب كردند، شكى نيست كه او از نظر رشادت، استحقاق چنين منصبى را داشت ولى پيداست كه تنها با شجاعت و شهامت كشوردارى نمىتوان كرد، او به همان اندازه كه در كشورگشايى توانا و نيرومند بود در كشوردارى عاجز و ناتوان بود. جانشين او «بودتن» هم دست كمى از او نداشت.
مسلمانان پس از آنكه بيت المقدّس را از دست دادند قدرى به خود آمده واختلافات داخلى را حتى