فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - داروينيسم كمترين برخوردى با خداشناسى ندارد
فهميدهاى بر اين گونه حرفها و گوينده آن، هر دو مىخندد!
روشنتر عرض كنم: داروين مىگويد اين تنوع و اختلافى كه در عالم جانداران ملاحظه مىشود ذاتى آنها نيست يعنى هميشه اينطور نبوده، بلكه در آغاز به صورت يك يا چند نوع ساده و پست بودهاند و در تحت تأثير اصول منظم و ثابتى به اين حالت در آمدهاند، و باز هم در اين حالت ثابت نمىمانند و در جاده تكامل به پيشروى خود ادامه مىدهند، از شما مىپرسم به فرض اينكه اين سخن صد در صد صحيح باشد كجاى آن با خداپرستى منافات دارد؟ بلكه به عكس، مىتوان آن را يكى از مدارك توحيد و دليل بر علم و قدرت سازنده دستگاه عالم هستى دانست، چرا؟! (دقت كنيد)
زيرا رهبر قافله موجودات زنده در اين جاده تكامل با آن اصول ثابت و منظم و آن برنامه دقيق ماهرانه، هرگز نمىتواند «طبيعت كور و كر» و تصادفات فاقد شعور و احساس بوده باشد.
اصولًا اين نظم حيرت آورىكه از ميليونها سال (به عقيده داروين) موجودات بىارزش و ساده را از هزاران پيچ و خم جاده تكامل عبور داده، و با فعاليت خستگىناپذيرى به وضع عجيب حيوانات و نباتات متنوع كنونى كشانده است، از عقل و قدرت فوق العادهاى حكايت مىكند كه براى بشر قابل تصور نيست! بنابراين چگونه مىتوان اين نظريه را اساس الحاد و بىدينى و ماديگرى قرار داد؟ لذا دكتر «ادوارد هارتمان» آلمانى در كتاب «مذهب داروين» در برابر كسانى كه از نظريه داروين چنين سوء استفادههايى مىكنند، مىگويد:
«مذهب مادى گرى، برخلاف آنچه مشاهده مىشود در پديدههاى علمى عالم هستى، وجود نظم را در طبيعت انكار مىكرد، ولى داروين به اين حقيقت اعتراف كرده و آن را اساس فرضيه خود قرار داد. با اين قيد كه عامل اين نظام را حركات مكانيكى طبيعى مىشناخت». بعداً مىگويد: «اين فكر كه پديدههاى طبيعى معلول قصد و اراده كسى نبوده و صرف اتفاق و تصادف آن را به اين صورت درآورده است فكرى است كه ممكن نيست دليلى بر آن اقامه كرد و جزء خيالات و موهوماتى است كه هيچگونه اساس ندارد، تصادف و اتفاق با نظم و تربيت، سلسله تحولات موجودات؛ كمال منافات را دارد چون معناى تصادف جز اين نيست كه تحت قانون و قاعده معينى نبوده باشد، اين معنا علاوه بر اينكه با علم و مشاهدات غير قابل انكار، مخالفت دارد با نظريه داروين هم تطبيق نمىكند».
... خوب است راه را نزديكتر كرده و چگونگى تماس عقيده داروين را با موضوع توحيد و خداشناسى از خود داروين سؤال كنيم تا حقيقت را از زبان خودش بشنويم ...
حاج آقا- مگر هنوز زنده است؟! ...
محمود- خير، قبل از آنكه از اين جهان برود پاسخ اين سؤال را گفته است زيرا در همان كتاب «اصل انواع» تصريح مىكند كه: «من دليلى نمىبينم كه عقايد مشروح در اين كتاب به احساسات مذهبى، هر چه باشد، خدشهاى وارد آورد» ...
با اين تصريح، ديگر احتياج به طول و تفصيل زيادترى نداريم ولى تذكر اين نكته را لازم مىدانم كه مداركى