فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - داروين چه مىگويد؟!
در پنجاه سالگى كتاب «اصل انواع» را كه عقايد خود را در آن شرح داده بود منتشر ساخت و در سال (١٨٨٢) يعنى در ٧٣ سالگى در گذشت، مندرجات اين كتاب در زمان حيات و پس از مرگ او در ميان دانشمندان علوم طبيعى مورد بحث و گفتگو قرار گرفت و در هر قسمت موافقين و مخالفينى پيدا كرد.
«داروينيسم» كه همان مجموعه نظرات داروين در موضوع تحول جانداران است، چندين مرتبه به وسيله طرفداران او اصلاح و تكميل گرديد و نامهاى ديگرى بر آن گذارده شده، ولى با اين همه نتوانستند از عهده جواب ايرادها و انتقادهاى مخالفين برآيند، هم امروز دانشمندان بسيارى هستند كه با اصول نظريه او مخالفت دارند و بعضى از قسمتهاى آن امروز به اتفاق آرا باطل و مردود است، و برخلاف آنچه بعضى انتشار مىدهند نظريه او هرگز مقبوليّت عامه بين علماى علوم طبيعى پيدا نكرده است.
بد نيست قبلًا شرح مختصرى از اصول نظريه او بيان كنم، سپس توضيحات لازمه را در اين باره در اختيار شما بگذارم.
«فرضيه» داروين را بطور ساده و خلاصه مىتوان اين طور بيان كرد:
«انواع جانداران و گياهان برخلاف آنچه طرفداران «ثبوت انواع» (فيكسيسم) تصور مىكنند در آغاز به اين شكل نبوده، بلكه همه آنها به يك يا چند اصل ساده، بازگشت مىكنند كه در تحت اصولى كه ذيلًا اشاره مىشود تغيير شكل داده و انواع گوناگون كنونى را به وجود آورده است.
١- سازش با محيط: يعنى اعضاى موجودات زنده همواره تابع وضع محيط زندگى و طرز تحصيل نيازمندىهاى غذايى است، چنانچه تغييراتى در وضع زندگانى آنها رخ دهد كه در اثر آن، موجود زنده احتياج به اعضاى تازه و يا تغيير شكل اعضاى سابق پيدا كند اين نيازمندى به وسيله تغيير شكل تدريجى تأمين خواهد شد.
همچنين اگر بعضى از اعضاى سابق در محيط جديد زائد و بىمصرف باشد، تدريجاً حذف مىگردد مثلًا اگر كبوترى در اثر عواملى مجبور به زندگانى در روى آب شود كم كم پاهاى او مانند مرغابى پرده شنا بيرون مىآورد، و اگر روزى به زندگى در درون غارهاى تاريك احتياج پيدا كند چشمهاى او تدريجاً تحليل رفته و از بين مىرود.
٢- وراثت: تغييرات كم و ناچيز، از نسلى به نسل ديگر منتقل مىشود و تراكم آنها تغييرات كلى و نوعى را بوجود مىآورد.
٣- تنازع بقا: چون موجودات زنده در اثر تكثير نسل، افزايش نامحدودى پيدا مىكند و مواد غذايى روى زمين براى آنها كافى نيست لذا تنازع و كشمكش شديدى براى ادامه حيات و زندگى بين آنها درگير مىشود.
٤- انتخاب طبيعى: در اين مبارزه حياتى فتح و پيروزى نصيب آن طبقهاى است كه نيرومندتر و با شرايط محيط آشناتر، و با ابزار حيات مجهزتر بوده باشند، به اين ترتيب طبقه ضعيف تدريجاً مغلوب و سرانجام نابود و منقرض شده، و جاى خود را به طبقه فاتح مىدهد، خصايص طبقه فاتح نيز طبق قانون وراثت، به