فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - خلافكارىهاى طبيعت!
خلافكارىهاى طبيعت!
... روزها گذشت و محمود هر روز در اطراف منزل زيباى عموى خود، در كنار مناظر طبيعى و هيجانانگيز دامنه دماوند، به گردش مىپرداخت و از هر طرف مباحث گوناگونى مخصوصاً در پيرامون مسأله توحيد براى عمويش شرح مىداد، روحيه او طورى شده بود كه اگر يك روز اينگونه بحثها در ميان نمىآمد، كسل و خسته مىشد، عموى وى كه قبل از اين جريان، كمال او را منحصر به درستكارى و انجام وظيفه نويسندگى مىدانست از شنيدن اين مطالب چنان فريفته و مجذوب او شده بود كه حد نداشت، و او را مانند فرزندان خود دوست مىداشت و هر روز به خدمتكاران درباره پذيرايى از محمود سفارش بيشترى مىكرد.
اين سخنان به اندازهاى در روح او اثر كرده بود كه شبها هنگامى كه به بستر استراحت مىرفت تا مدتى با خيال سخنان برادرزاده خوش بود و صبحها به عشق آن زودتر از خواب بر مىخواست، بهر چيز نظر مىكرد بياد خدا مىافتاد و در هر طرف مىنگريست آثار عظمت او را مىديد.
وقتى در اعماق قلب خود جستجو مىكرد مىديد اين تفكّرات نه تنها روحيه خداپرستى او را تقويت كرده بلكه يك روح خوشبينى نسبت به همه چيز توأم با يك احساس نيرومند از عدالتطلبى و نوع دوستى و تنفر از جار و جنجالهاى مادى، در دل او به بار آورده و چراغ اميد به سعادت ابدى و حيات جاودانى را در كانون قلب او برافروخته است، به طور كلى روح او را از هر جهت وسيعتر و تواناتر ساخته و امواج يأس و نوميدى را از طرف او كنار زده است.
«نادر» همان دوست صميمى قديمى محمود پس از اطلاع از جريان حادثه، براى ملاقات و ديدار وى، به ييلاق مىآيد، و بنا به خواهش محمود حاضر مىشود چند روزى در آنجا توقف كند و به اين ترتيب مجلس انس دو نفرى محمود و عمويش به سه نفرى تبديل مىشود، و چون «نادر» يك جوان با اطلاع و تحصيل كرده بود، دامنه سخنان و تنوع بحثهاى آنها را بيشتر كرد و غالباً پرانتزهاى جالبى در ميان حرفهاى محمود براى خود باز مىكرد كه گاهى نيز به صورت اعتراض بود عموى محمود كه اينگونه مجالس بحث و انتقاد براى او تازگى داشت گاهگاهى عصبانى مىشد و به «نادر» پرخاش مىكرد ولى خونسردى او و خندههاى محمود به زودى او را ساكت مىنمود، مكرر به او مىگفتند:
حاج آقا: ما با هم دعوا نداريم، منظور ما درك حقيقت و فهم مطلب است، حاج آقا هم قانع مىشد، ولى چيزى نمىگذشت كه دوباره فراموش كرده عصبانى مىشد و به «نادر» حمله مىكرد.
يك روز وقتى محمود گرم بيان شگفتىهاى جهان حيوانات زير دريايى بود و كشفيات تازهاى كه راجع به آنها در يكى از مجلات «فرانسه» ديده بود شرح مىداد «نادر» در ميان حرفهاى او دويده گفت: البتّه تا