فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩ - يك اشتباه بزرگ
كسى بخواهد انكار علل مادى را وسيله اثبات پروردگار جهان قرار دهد!
همانطور كه سابقاً عرض كردم با كشف اسرار عالم ماده به آسانى مىتوانيم دلايل توحيد را از هر گوشه و كنار جمعآورى كنيم ولى چيزى را كه لازم به تذكر مىدانم اين است كه به فرض اينكه ما بتوانيم با زحمت زياد بعضى از اين موارد را به تصادف نسبت دهيم ولى با ضميمه كردن موارد مختلف به يكديگر جاى هيچگونه احتمال تصادف و اتفاق باقى نمىماند، با جرأت مىتوان گفت مسأله وجود عالم ماوراى ماده به اندازهاى روشن مىشود كه با محسوسات برابرى خواهد كرد.
اين مطلب را با يك فرمول رياضى غير قابل انكار مىتوان مدلل ساخت.
عموى محمود مثل اين كه حرف توهينآميزى شنيده باشد يك دفعه با عصبانيت از جا برخاست گفت ببخشيد ... خواهش مىكنم شرح اين قسمت را به وقت ديگرى موكول كنيد، من حوصله شنيدن اين فرمول و مورمولها را ندارم، شما كه مىدانيد اطلاعات رياضى من خيلى ناقص است و اگر سابقاً هم چيزى مىدانستم الان فراموش كردهام حقيقت اين است كه از شنيدن حرفهايى كه معناى آن را نمىفهمم اذيّت مىشوم!
صداى خنده محمود بلند شد و گفت: حاج آقا! ... چرا به اين زودى عصبانى مىشويد. من قول مىدهم مقصودم را طورى ادا كنم كه محتاج هيچگونه اطلاعات رياضى نباشد شما مثل اين كه از لفظ فرمول بدتان مىآيد! از اين روحيه شما تعجب مىكنم، زيرا امروز افرادى كه مىخواهند خودشان را به روشنفكرى بزنند همين كه به كتابى برخورد كنند كه چهار تا لفظ قلمبه خارجى و چند تا فرمول گنگ و اصطلاح پيچيده علمى در آن بكار رفته باشد، دو دستى به آن چسبيده و تمام مندرجات آن را به عنوان اين كه علمى و منطقى است نفهميده تصديق مىكنند!
كسانى كه همواره از نقاط ضعف افراد جامعه حداكثر استفاده را مىكنند، به خوبى بوجود اين «بيمارى» پى بردهاند و كتابها و نشريات خود را از الفاظ لاتينى و قطار كردن فرمولهاى سر و دست و پا شكسته پر كرده و به اين وضع به خورد بعضى جوانان ساده لوح مىدهند.
يك نفر جوان مادى به ندرت حاضر مىشود به جاى لفظ ماترياليسم كلمه (ماديگرى) را بكار برد بلكه اصرار دارد لفظ لاتينى ماترياليسم را هم در پاورقى درج كند، با اينكه خودش مىداند كه نوشته او فارسى است و براى فارسى زبانها مىنويسد و كلمه فارسى «ماديگرى» هم با «ماترياليسم» تفاوتى ندارد، اصطلاح نوظهورى هم نيست بلكه از قديم رايج و متداول بوده است.
اين بيمارى روحى بعضى جوانان ما، نه فقط در قسمت تقليد از اصطلاحات خارجى است، بلكه در غالب شئون زندگى آنها حكمفرماست، مثلًا خيلى از افراد حاضر نيستند پارچهها و مصنوعات خارجى را با بهترين مصنوعات وطن عوض كنند، ولى باور كنيد من به عكس خيلى دوست دارم در تمام گفتهها و نوشتههاى خود اصطلاحات معمولى خودمانى بكار برم. آخر ما فارسى زبانيم، فارسى مىنويسيم ولى چكنم بسيارى از اوقات ناچار مىشوم برخلاف اين ميل باطنى رفتار كنم زيرا مىبينم طرف صحبت من