زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - اصول اخلاق از نظر قدما
مِنَ السَّيْفِ [١]؛
از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است»، همين «اعتدال اخلاقى» است.
بعضى ديگر از بزرگان علم اخلاق اين موضوع را چنين تفسير كردهاند كه: چون وضع جهان ديگر در حقيقت تجسمى از وضع اين جهان مىباشد ممكن است آن «صراط» تجسمى از همين اعتدال ملكات اخلاقى در اين دنيا بوده باشد.
اكنون بايد ديد اين اصول چهارگانه از كجا بدست آمده است؟
علماى اخلاق در پاسخ اين سؤال مىگويند: نفس انسان داراى سه قوه است:
١- قوه تشخيص و ادراك.
٢- قوه جلب منافع يا «جاذبه» و به عبارت ديگر «شهوت» (به معنى وسيع كلمه).
٣- قوه دفع ضرر يا «دافعه» و به عبارت ديگر «غضب».
اعتدال هريك از اين سه قوه يكى از فضائل اخلاقى را تشكيل مىدهد كه به ترتيب حكمت، عفت و شجاعت ناميده مىشوند.
و اگر دو قوه شهوت و غضب در اختيار قوه تميز و ادراك قرار گيرد «عدالت» حاصل مىگردد.
به عبارت ديگر، تعادل قواى سهگانه مزبور هركدام به تنهايى فضيلتى
[١]. مجلسى، بحار الانوار ٧٣/ ٢٧٠.