زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢ - ٢- ترك خودخواهى
كه استفاده از اين روش غالباً براى نفوذ در افكار ديگران پيروزى درخشانى به همراه داشته است. براى تحقق بخشيدن به اين هدف بايد اصول زير را بكار بست:
١- بايد سعى نمود قسمتى از مطلب گفته شود و بقيه را خود طرف با راهنمايى گوينده دريابد، يعنى در حقيقت بايد نقش گوينده نقش رهبرى فكرى و به ثمر رسانيدن استعدادهاى درونى طرف مقابل باشد، نه نقش ايجاد مستقل.
٢- بايد سعى نمود با ذكر استفهامها و سؤالها مطالب بصورت بحثهاى مورد مطالعه طرح گردد و پاسخ نهايى كه در حكم تصميم نهايى روى مسأله است با طرف مقابل باشد.
٣- بايد از استناد مطالب به خود- مخصوصاً با عباراتى شبيه «پيش از من كسى اين نظر را اظهار نكرده» و امثال آن- شديداً احتراز جست.
٤- بايد اگر تصريحات يا اشاراتى در سخنان طرف راجع به مطلب مورد نظر بود آن را صريحاً يادآور شد و به آن استناد جست، حتى اگر در سخنان خود او نبوده باشد ولى در سخنان كسى كه مورد علاقه و احترام اوست مانند پدر، استاد، بزرگ فاميل و دوست صميمى او، بوده است آن را يادآورى نمود.
قرآن مجيد كه سمبل عالى يك گفتار مؤثر و نافذ است و نفوذ آن در افكار مردم آنچنان خارقالعاده بود كه «سِحر» ش خواندند، غالباً از همين روش استفاده مىكند و در استدلالات خود در برابر مخالفان و مشتبهان همين طريقه را بكار مىبندد و با جملههايى از قبيل: