زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨ - ارزش اجتماعى
دستهجمعى بر اساس يك نياز طبيعى و فطرى است كه بدون آن زندگى بشر ممكن نيست.
١٠- قابل توجه اينكه اسلام به هيچ حدى از روابط اجتماعى قانع نيست و همچنان مىكوشد كه روابط را هرچه محكمتر و نزديكتر سازد و در اين قسمت تا آنجا پيش مىرود كه مىگويد: بايد در ميان افراد با ايمانآنچنان پيوند ارتباط روحى برقرار گردد كه حتى در جسم آنها اثر بگذارد.
پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى مىفرمايد:
«الا وَانَّ وُدَّ الْمُؤْمِنِ مِنْ اعْظَمِ سَبَبِ الْايمانِ... الا وَانَّ الْمُؤْمِنَيْنِ اذا تَحابّا فِي اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَتَصافَيا فِي اللَّهِ كانا كَالْجَسَدِ الْواحِدِ اذَا اشْتَكى احَدُهُما مِنْ جَسَدِهِ مَوْضِعاً وَجَدَ الْآخَرُ الَمَ ذلِكَ الْمَوْضِعِ» [١]
توجه داشته باشيد كه دوستى با مؤمن يكى از بزرگترين اسباب ايمان است... و دو نفر مؤمن كه بخاطر خدا با هم دوست مىشوند همچون يك پيكر مىگردند بطورى كه اگر يكى از آنان در موضعى از بدن خود ناراحتى داشت ديگرى در همان موضوع احساس درد مىكند!
از اين حديث استفاده مىشود كه ممكن است دوستى و رابطه دو نفر از افراد با ايمان بقدرى محكم و قوى شود كه جسد آنها در حكم يك جسد شود، هرگاه يكى از آنها در عضوى از اعضاى خود احساس ناراحتى كند عضو مشابه آن در بدن ديگرى نيز بدون علت خاصى ناراحت گردد، يعنى پيوند ميان روحها چنان شود كه عوارض هريك از بدنها را به ديگرى
[١]. مجلسى، بحار الانوار ٧٤/ ٢٨١.