زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - سرچشمه پيدايش اجتماع
شده او را وادار به زندگى اجتماع كرده است.
٤- بعضى ديگر مىگويند: زندگى دسته جمعى كنونى مولود مجموعهاى از عادات و رسوم مىباشد كه تدريجاً به اين صورت درآمده است.
٥- بعضى ديگر توسعه نيازمنديهاى انسان و عدم قدرت او به تنهايى براى پاسخ گفتن به آنها را عامل زندگى اجتماعى انسان مىشناسند.
٦- بعضى عقيده دارند زندگى اجتماعى بشر مولود زندگى خانوادگى و توسعه تدريجى خانوادههاست.
٧- بالاخره بعضى هم مىگويند: كشف اين معنى كه در ميليونها سال پيش كه بشر بوجود آمده، چرا تمايل به زندگى اجتماعى نشان داده؟
ممكن نيست، زيرا گذشت قرون و اعصار پرده ابهام بر اين موضوع و موضوعات مشابه آن انداخته و هيچگونه مدارك قابل توجهى براى قضاوت در اين باره در اختيار ما نيست.
گرچه اين عقيده اخير واقع بينانهتر از ساير نظرات به نظر مىرسد و قضاوت درباره عامل اصلى توجه انسان به اجتماع در گذشته كار آسانى نيست، ولى بدون شك امروز ادامه اين زندگى اجتماعى بيش از هر چيز مديون «علاقه به تكامل» و «توسعه نيازمنديهاى بشر» و «عدم قدرت فرد به پاسخگويى به آنها» مىباشد.
توضيح اينكه: انسان از يك سو مىبيند نيازمنديهاى جسمى او از قبيل لباس و غذا و مسكن و دارو، و نيازمنديهاى روحى او از قبيل علوم و دانشها و پرورش انواع ذوقها و قريحهها و احساس امنيت روحى و جلب