زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨ - خاموشى و سكوت
«اذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلامُ» [١]
هنگامى كه عقل انسان كامل شد، سخنش كم مىشود.
ممكن است نكته اين مطلب گذشته از آنچه ذكر شد كه «سكوت بهترين وسيله براى زنده كردن نيروى انديشه است» اين باشد كه هنگام سخن گفتن نيروهاى فراوان فكرى مصرف مىشود، اگر اين انرژيها ذخيره گردد نيروى عظيمى را تشكيل خواهد داد كه بوسيله آن حقايق بزرگى را مىتوان درك نمود؛ بعلاوه سكوت، آرامبخش روح و تعديل كننده احساسات است.
٣- پرحرفى كه نقطه مقابل سكوت است انسان را لاابالى بار مىآورد، زيرا لغزشهاى انسان را زياد و حيا را كم مىكند و با شكسته شدن سدّ حيا كه نتيجه كثرت لغزشهاست اعمال خلاف را براى شخص ساده مىنمايد چنانكه اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَأُهُ، وَمَنْ كَثُرَ خَطَأُهُ قَلَّ حَياؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَياؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ، وَمَنْ قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ، وَمَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ» [٢]
آنكس كه زياد سخن مىگويد زياد اشتباه مىكند، و آنكس كه زياد اشتباه كند حياى او كم مىشود، و كسى كه حيايش كم شد پارساييش نقصان مىگيرد، و كسى كه پارساييش نقصان گيرد قلبش مىميرد، و كسى كه قبلش بميرد داخل آتش دوزخ مىشود.
و شايد به همين ملاحظه است كه «سكوت» يكى از عبادات مهم
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٧١.
[٢]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، شماره ٣٤٩.