زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠ - زيانهاى گوشهگيرى و انزوا
واقع مانند يك ذرّهبين، با قدرت بزرگنمايى خود، افكار و اعمال انسان را در نظرش بزرگتر از آنچه هست جلوه مىدهد. به علاوه عيوب شخص را نيز كوچكتر از آنچه هست نشان مىدهد و مجموع اين دو جهت، عامل «عجب و خودپسندى» است.
محيط عزلت و تنهايى محيط بسيار مساعد براى پرورش بذر اين صفت رذيله مىباشد. ولى انسان با معاشرت و زندگى با ديگران خود را آنچنان كه هست مىشناسد، به ميزان واقعى كمالات و فضايل خود واقف مىگردد و از عيوب خويش با خبر مىشود و ضمناً با افرادى كه از او برجستهتر و داراى كمالات بيشترى هستند روبهرو مىگردد و در نتيجه پى به نقص خود مىبرد و همين موضوع ريشه عجب را در او قطع مىكند و يا به حداقل مىرساند. و لذا بسيار ديده شده كه افراد گوشهگير و منزوى ادعاهاى بزرگ و گاهى عجيب كردهاند كه همگى حاكى از عجب و خودبينى شديد آنها بوده است.
ضمناً از اين بيان يكى ديگر از فوايد بزرگ معاشرت با مردم روشن گرديده و آن تشخيص عيوب خويش است، مردم- بخصوص آنها كه با ما روابط دوستانه ندارند يا دشمن هستند- آيينه خوبى براى عيوب ما محسوب مىشوند كه شايد اگر آنها نباشند بسيارى از عيوب ما، براى هميشه، بر ما مخفى بماند. اگر ما در گوشه تنهايى بسر بريم اين آيينه را شكستهايم و قيافه روحى ما همچون قيافه ناموزون كسانى خواهد بود كه هرگز نگاه در آيينه نمىكنند!
٤- سوءظن به بندگان خدا: يكى ديگر از عيوب گوشهگيرى