زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - اخلاق فردى و اجتماعى
ايمان آوردهاند.
و در كلمات قصار على عليه السلام مىخوانيم:
«لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَةٌ يُناجِي فِيها رَبَّهُ وَساعَةٌ يَرُمُّ مَعاشَهُ وَساعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَبَيْنَ لَذَّتِها فِيما يَحِلُّ وَيَجْمُلُ» [١]
انسان مؤمن ساعات زندگى خود را به سه بخش تقسيم مىكند: قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مىنمايد؛ قسمت ديگرى را در طريق اصلاح معاش و زندگيش به كار مىگيرد؛ و قسمت سوم براى بهرهگيرى از لذتهاى حلال و دلپسند.
و در بعضى از روايات اين جمله نيز ديده مىشود:
«وَذلِكَ عَوْنٌ عَلى سائِرِ السّاعاتِ»
«و اين قسمت اخير مايه نيرو و كمك به ساير قسمتهاست».
اخلاق فردى و اجتماعى
بعضى معتقدند تمام اصول اخلاقى بازگشت به مناسبات خاص اجتماعى انسان با ديگران مىكند بطورى كه اگر اجتماعى اصلًا وجود نمىداشت و هر انسانى كاملًا جدا از ديگران مىزيست و هر فرد، بىخبر از وجود ديگران زندگى مىكرد، «اخلاق» اصولًا مفهومى نداشت، زيرا غبطه و حسد، تواضع و تكبر، حسن ظن، عدالت و جور، عفت، سخاوت و بخل و امثال اينها همه از مسايلى است كه فقط و فقط در اجتماع
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٣٩٠.