زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - آيا سعادت فقط جنبه روحى دارد؟
ولى از آنجا كه «كمال» و «بهرهبردارى» به همان اندازه كه از نظر مفهوم كلى، روشن است، از نظر مصاديق جزئى، مبهم و پيچيده مىباشد و غالباً در يافتن راه سعادت گرفتار اشتباه مىشوند تا آنجا كه فىالمثل يك نفر ثروتمند- خودخواه كه يك عمر آسايش و آرامش روح و جسم خود را فداى جمعآورى ثروت كلانى كرده است- ممكن است خود را سعادتمند بداند، در حالى كه فرزند هوسباز او هم بعد از مرگ پدر «پراكنده كردن» اين ثروت را در راه ارضاى شهوات خود، خوشبختى و سعادت بداند... با اينكه مسلماً هر دو در اشتباهند.
به هر حال در اينجاست كه بايد به كمك تجزيه و تحليلهاى عقلى آنچه تكامل واقعى انسان و راه صحيح بهرهبردارى از مواهب مادى و معنوى اوست از غير آن باز شناخت اگرچه اين شناسايى نيازمند به مطالعات و زحمت فراوانى باشد.
آيا سعادت فقط جنبه روحى دارد؟
عدهاى از فلاسفه قديم يونان مانند «كلبيون» معتقد بودند سعادت فقط جنبه روحى دارد و وضع جسمى و مادى هرچه باشد كوچكترين اثرى در سعادت انسان نخواهد داشت و به همين جهت راه سعادت را تنها در تحصيل كمالات و فضايل اخلاقى مىدانستند؛ بلكه معتقد بودند سعادت كامل براى انسان در اين جهان ممكن نيست و تا روح با اين بدن مادى ارتباط دارد و آلوده به كدورات جسمانى است از سعادت حقيقى محروم است، تنها هنگامى كه از بدن جدا شد ممكن است به سعادت مطلق برسد،