زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - اخلاق بد يك نوع بيمارى است
كاملًا مختلفى باشند و فاصله «قوس صعودى» و «نزولى» انسان فوقالعاده زياد گردد. گاهى از مقربترين فرشتگان بالاتر و زمانى از خطرناكترين درندگان پستتر شود!
اين حقيقت از احاديث فراوانى نيز استنباط مىگردد، به عنوان نمونه امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ خَصَّ الْمَلَكَ بِالْعَقْلِ دُونَ الشَّهْوَةِ وَ الْغَضَبِ، وَ خَصَّ الْحَيواناتِ بِهِما دُونَهُ وَشَرَّفَ الْانسانَ بِاعْطاءِ الْجَمِيعِ فَانِ انْقادَتْ
شَهْوَتُهُ وَغَضَبُهُ لِعَقْلِهِ، صارَ افْضَلَ مِنَ الْمَلائِكَةِ لِوُصُولِهِ الى هذِهِ الرُّتْبَةِ مَعَ وُجُودِ الْمُنازِعِ» [١]
«خداوند فرشته را تنها عقل داد، نه شهوت و غضب؛ و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد، نه عقل؛ ولى انسان را به اعطاى همه اينها شرافت بخشيد، لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرار گيرد بالاتر از فرشتگان خواهد بود، زيرا به چنين مقامى با وجود نيروى مخالف رسيده است».
ولى نكتهاى كه در اينجا لازم است به آن توجه شود اين است كه غرايز و اميال و شهوات بصورت اصلى و طبيعى و متعادل نه تنها زيانبخش نيستند، بلكه وسايل ضرورى ادامه حيات خواهند بود.
به عبارت ديگر، همانطور كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بىمصرف و بيكار آفريده نشده، در ساختمان روح و جان او نيز هر انگيزه
[١]. نراقى، جامع السعادات ١/ ٣٤.