زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - اخلاق بد يك نوع بيمارى است
خود «جذب» مىكند، تكرار يك عمل اين اثر را بيشتر مىنمايد و كمكم كيفيتى به نام «عادت» حاصل مىشود و اگر بيشتر شود بصورت «ملكه» درمىآيد و به اين ترتيب تمايل درونى انسان با ريشهدار شدن عادات و ملكات نسبت به انجام عمل بيشتر مىگردد، اين حقيقتى است كه تجربه آن را بخوبى ثابت مىكند.
بنابراين چنانكه عادات و ملكات اخلاقى در سايه تكرار عمل تشكيل مىگردد، از همين طريق قابل زوال است، يعنى نخست «عمل» سپس «تكرار» و بعد «تشكيل صفت و ملكه اخلاقى» است.
البته تلقين، تفكر، تعليمات صحيح و محيط سالم- كه آن هم اثر تلقينى دارد- در فراهم آوردن زمينه در روح، براى پذيرش و تشكيل اخلاق خوب بسيار مؤثر است.
اخلاق بد يك نوع بيمارى است
همه مىدانيم كه در ميان تمام موجودات زنده، انسان يك وضع خاص و استثنايى دارد، زيرا وجود او مركب از نيروهاى متضادى است؛ از سويى يك سلسله هوسهاى سركش و غرايز و اميال حيوانى او را به طغيان، تعدى نسبت به حقوق ديگران، هوسبازى و شهوترانى، دروغ و خيانت دعوت مىكنند؛ و از طرف ديگر نيروى عقل و ادراك، عواطف انسانى و وجدان، او را به عدالت، نوعدوستى، پاكدامنى، درستكارى و تقوى فرامىخوانند.
كشمكش اين نيروها در همه انسانها وجود دارد و پيروزى نسبى يكى از اين عوامل موجب مىشود كه افراد از نظر ارزشهاى انسانى در سطوح