مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ٩٦
در تنقيح المقال گويد : استبعادى ندارد اگر معتقد شويم كه ابن ابى عمير راوى حضرت صادق عليه السلام باشد ، زيرا حضرت صادق در سال ١٤٨ وفات نموده و ابن ابى عمير در سال ٢١٧ درگذشته است ، و اين درست سه سال قبل از وفات حضرت جواد عليه السلام است ، و اگر فرض كنيم كه ابن ابى عمير در سن ١٨ سالگى خدمت حضرت صادق رسيده باشد تمام دوره زندگانى او ٨٧ سال خواهد بود ، و اين يك امر عادى و طبيعى است. پس بنابر اين چه لزومى دارد كه بگوئيم : در سند حديث كافى حذف و ارسال و يا تقديم و تاخير پيش آمده است. در جامع الروات نيز همين عباراتى را كه از تنقيح المقال نقل كرديم آورده و اضافه نموده است محمّد بن نعيم [١] صحاف كه وصى ابن ابى عمير بود از حضرت صادق عليه السلام بدون واسطه روايت مى كند پس چه مانعى دارد اگر بگوئيم ابن ابى عمير حضرت صادق را درك كرده است. در وفات ابن ابى عمير نيز اختلافى هست ، قبلاً نقل كرديم كه وى در سنه ٢١٧ درگذشته است وليكن مرحوم كلينى در كافى « كتاب المواريث باب الرجل يموت و لا يترك الا امرأة » از محمّد بن نعيم صحاف نقل نموده كه او گفت : محمّد بن ابى عمير بياع السابرى درگذشت و به من وصيت كرد و من نيز جريان آن را به عبد صالح نوشتم؛ در اصطلاح روات احاديث مقصود از « عبد صالح » حضرت موسى ببن جعفر عليهماالسلام است ، و اگر چنانچه مقصود آن جناب باشد اين منافات دارد با اقوال علماء
[١] احمد بن محمّد بن عيسى بن عبد اللّه اشعرى قمى از اصحاب حضرت رضا و جواد عليهماالسلام است ، وى از فقهاء و محدثين قم محسوب بوده و از بزرگان و رؤساى آنها بشمار ميرفت ، علماى رجال و فقهاى شيعه او را تجليل كرده اند و از وى به بزرگى ياد ميكنند او داراى تأليفات و تصنيفاتى نيز هست كه در فهرست كتب مضبوط است.[٢] شيخ در رجال خود محمّد بن يونس بن عبد الرحمن را از اصحاب حضرت جواد عليه السلام ذكر كرده است ، و جز اين مورد از اين راوى در كتب رجال ذكرى بميان نيامده ، البته اين قضيه دليل بر عظمت و بزرگى و خلوص عقيده او ميباشد.[٣] محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش سلمى سمرقندى معروف به « عياشى » از محدثين معروف است شيخ در رجال او را از علماء بزرگ و از فضلاء و عقلاء شمرده است ، نجاشى و ابن النديم نيز او را به عظمت و بزرگى ياد كرده اند و تصنيفات او را ذكر نموده اند عده اى از علماى رجال وى را توثيق كرده اند ، گويند او از ضعفا بسيار روايت كرده و لذا بعضى درباره او سكوت نموده اند.[٤] يونس بن عبد الرحمان ابو محمّد از موالى على بن يقطين و از فقهاء بزرگ و محدثين درجه اول است ، وى در عصر خود از اركان اربعه بشمار ميرفت ، شيخ در رجال خود و هم چنين نجاشى او را توثيق كرده اند ، داوود بن قاسم جعفرى گويد : كتاب يوم و ليله يونس ابن عبد الرحمان را خدمت امام عسكرى عليه السلام عرضه داشتم ، حضرت فرمود : خداوند به هر حرفى از اين كتاب در روز قيامت به يونس نورى عطا خواهد كرد راجع به اين محدث بزرگ اخبار زيادى رسيده جويندگان به كتب رجال مراجعه نمايند.[٥] فضل بن شاذان بن خليل نيشابورى از مشاهير محدثين و مؤلفين شيعه است علماى رجال در تأليفات خود او را به عظمت و بزرگى ستوده اند ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب هادى و عسكرى شمرده و از وى تجليل كرده است ، نجاشى گويد : فضل بن شاذان ابو محمّد ازدى از ثقات اصحاب و فقهاى بزرگ بشمار است ، نجاشى گويد : فضل بن شاذان ابو محمّد ازدى از ثقات اصحاب و فقهاى بزرگ بشمار است ، اين راوى عظيم الشان كتب و تأليفات زيادى دارد ، و در فهرست كتب شيعه در باره آنها مشروحا بحث شده است.[٦] سندى بن شاهك از ظالمان و ستمگران و اشقياء زمان هارون بود ، گويند وى پيرو مذهب زرتشت بوده ، و رياست شهربانى بغداد در زمان هارون در دست وى بود او به شيعيان و دوستان اهل بيت عليهم السلام سختگيرى هاى زيادى ميكرد ، اين جبار شقى به فرمان هارون موسى بن جعفر را مسموم كرد ، وبر آن جناب ظلمهاى زيادى نمود.[٧] شيخ در رجال خود محمّد بن نعيم صحاف را از اصحاب حضرت صادق شمرده است ، در مورد اين راوى جز اين حديث مطلبى ديگر در بين نيست اگر چه اين حديث نيز دليل بر وثاقت اوست ، زيرا معلوم است كه وى در نزد ابن ابى عمير مورد اعتماد بوده.