مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ١٠٦
روزى شخصى راجع به معاويه از وى پرسيد ، آيا او در جنگ بدر حاضر بود ؟ هشام پاسخ داد آرى از آن طرف ؟!. هشام با يحيى بن خالد برمكى ارتباط داشت ، و در مجالس مناظره كه از طرف او تشكيل ميشد ، سمت رياست و داورى داشت و در محله كرخ بغداد ساكن بود ، و پس از زمان مختصرى بعد از نكبت برامكه از دنيا رفت ، گفته شده كه وى در زمان مأمون در گذشته است. نجاشى در رجال خود گفته : هشام بن حكم مكنى به ابو محمّد از موالى كنده است ، و در محله بنى شيبان در كوفه منزل داشت ، و در سال ١٩٩ به بغداد منتقل شد و گفته اند در همين سال از دنيا رفت ، بعد از اين اسامى كتب و تأليفات او را ذكر نموده و طريق خود را به وى ميرساند و در آخر گويد : هشام در « كوفه » متولد شد و در « واسط » نشو و نما يافت و در « بغداد » به تجارت پرداخت ، و در پايان زندگى به اين شهر آمد و در محله « قصر وضاح » منزل نمود ، وى از حضرت صادق و كاظم عليهماالسلامروايت مى كند ، و در نقل اخبار و احاديث موثق است ، وراجع باين امر ـ امامت ـ تحقيقات مفيدى دارد. كشى در رجال خود گويد فضل بن شاذان گفته : هشام بن حكم اصلش از كوفه بود ، و محل تولد و آغاز زندگى او در واسط بود و من خانه او را در واسط ديدم و در بغداد در محله كرخ تجارت ميكرد ، و در نزديكى قصر وضاح منزل كرده و در سال ١٩٩ در زمان مأمون الرشيد وفات يافت. كشى گويد : روايت شده از عمر بن يزيد [١] كه او ميگفت : برادر زاده ام هشام
[١] عمر بن يزيد بن ذبيان ابو موسى از اصحاب حضرت صادق عليه السلام است ، علماى رجال در مورد اين راوى سكوت كرده اند ، و حالات او كاملاً مجهول است.[٢] يونس بن يعقوب بن قيس ابو على جلاب كوفى از مشايخ بزرگ و روات معروف است ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب حضرت صادق و كاظم و رضا عليهم السلام شمرده ، و او را از « ثقات » ذكر نموده است ، نجاشى گويد : يونس بن يعقوب از طرف موسى بن جعفر عليهماالسلام وكيل بود ، و در زمان حضرت رضا عليه السلام از دنيا رفت ، درباره اين راوى اخبار زيادى در كتب رجال آمده است.[٣] حمران بن اعين شيبانى از اصحاب حضرت باقر و صادق عليهماالسلام است ، شيخ گويد : وى از طرف امام عليه السلام توليت بعض امور را داشت ، كشى در رجال خود اخبارى راجع باو آورده و از جمله نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود : حمران بن اعين از اهل بهشت است ، و نيز از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده كه آن جناب به حمران فرمود : تو در دنيا و آخرت از شيعيان ما هستى.[٤] ابو جعفر محمد بن على بن نعمان ملقب به « مؤمن الطاق » از بزرگان اصحاب حضرت صادق عليه السلام و از مدافعين اهل بيت عليهم السلام بود ، شيخ در فهرست گويد : ابو جعفر مؤمن طاق از متكلمين بشمار ميرفت وى در صناعت علم كلام بسيار ماهر ، واز ثقاتمشايخ محسوب بود ، وى تأليفات و تصنيفات زيادى دارد كه از آنها است : كتاب الامامة كتاب الجمل ، كتاب الرد على المعتزله ، ومخالفين با او عناد و دشمنى زيادى دارند ، و او را « شيطان الطاق » گفته اند ، در رجال كشى روايات زيادى در باره او نقل شده.[٥] هشام بن سالم مولى بشر بن مروان از اصحاب حضرت صادق و كاظم عليهماالسلام است شيخ در فهرست گويد : هشام بن سالم از اصحاب « اصول » است ، و بعد طريق خو را به اين « اصول » ميرساند نجاشى و علامه او را توثيق كرده اند ، و از وى به جلالت و عظمت ياد ميكنند ، كشى در رجال خود گفته : هشام بن سالم از « سبى » جوزجان بود و در كوفه اقامت داشت ، و پس از اين اخبار زيادى راجع به او نقل كرده است.[٦] عمرو بن عبيد ابو مروان بصرى از شاگردان حسن بصرى بود ، پس از چندى با او اختلاف پيدا كرد و از او كناره گيرى نمود ، عمرو بن عبيد گاهى به محضر حضرت صادق عليه السلام نيز مى آمد و با آن جناب مذاكراتى ميكرد ، اخبار او با حضرت صادق در كتب حديث ذكر شده و از آن جمله حديث مفصلى است كه مرحوم كلينى در كافى ـ كتاب المعيشه ـ روايت كرده است. جاحظ گويد : عمرو بن عبيد بن باب اصلاً از اهل كابل است ، جد او را كه « باب » نام داشت از كابل اسير كردند و در خدمت بنى عدويه كار ميكرد ، پدرش « عبيد » از عمال حكومت وقت بود ، عمرو هم در لباس اهل زهد در آمده و خود را معرض از دنيا جلوه ميداد ، مردم وقتى كه اين پدر و پسر را ميديدند ميگفتند : بدترين مرم اكنون پدر بهترين مردم است ؟! عمرو بن عبيد از اهل هوى و تظاهر بشمار ميرفت ، وى داراى عقائد گمراه كنند و منحرف از حق بود ، وعده اى را از صراط مستقيم بر گردانيد.[٧] ابو اسحاق ابراهيم بن سيارين هانى بصرى معروف به « نظام » از رؤساى معتزله و متكلمين بشمار رفته ، وى استاد جاحظ و احمد بن خالط بود ، و در زمان هارون زندگى ميكرد.[٨] ابان بن تغلب بن رباح ابو سعيد بكرى جريرى از اصحاب حضرت سجاد و باقر و صادق عليهم السلام است ، شيخ در فهرست و علامه در خلاصه او را توثيق و تجليل كرده اند ، در رجال كشى روايات و اخبارى راجع به او نقل شده كه از آن جمله هنگامى كه خبر فوت ابان را به امام صادق عليه السلام دادند فرمود : به خداقسم مرگ ابان دلم را به درد آورد . ونيز آن حضرت به ابان فرمود : با مردمان مدينه مجالست كن ، من دوست دارم مردم امثال تو را در ميان شيعيان ما بينند.[٩] حمزة بن طيار كوفى از اصحاب حضرت باقر و صادق عليهماالسلاماست ، بين علماى رجال در كلمه « طيار » اختلاف است ، بعضى اين لفظ را صفت براى حمزه آورده اند و جمعى گفته اند : طيار صفت محمّد پدر حمزه است ، در رجال شيخ « حمزه الطيار » ضبط شده ولى در رجال كشى « حمزه بن الطيار » آمده است. علامه او را در قسم اول خلاصه عنوان كرده ، ابن داود وى را مدح نموده ، كشى نيز رواياتى درباره او نقل كرده است از آن جمله از هشام بن حكم روايت كرده كه حضرت صادق عليه السلام از من پرسيد ابن طيار در چه حال است ؟ گويد : عرض كردم : او درگذشت ، حضرت فرمود : خداوند او را رحمت كند و او را به سرور و خوشحالى و خرمى برساند ، او دشمنان ما اهل بيت را از ما دور ميكرد ، و از ما دفاع مى نمود.[١٠] على بن منصور ابو الحسن كوفى از متكلمين و اصحاب هشام بن حكم است وى كتابى در توحيد و امامت تاليف كرده و بعضى نوشته اند كه اين كتاب از تأليفات هشام بوده ، وى آن را جمع كرده است.[١١] ابو مالك ضحاك حضرمى از اصحاب حضرت صادق عليه السلام است ، شيخ و نجاشى گويند وى اهل كوفه بوده و محضر امام صادق را درك كرده است ، عده از علماى رجال گفته اند : او زمان آن جناب را درك نكرده و از اصحاب حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام است ، اين راوى از ثقات مشايخ و صاحب تأليف ميباشد.[١٢] داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب ابو هاشم جعفرى از مشايخ بزرگ حديث و رواة عظيم الشأن است ، شيخ در رجال و فهرست گويد : داود ابن قاسم از اصحاب حضرت رضا و جواد و هادى و عسكرى عليهم السلام ميباشد ، وى از ثقات محدثين و مؤلفين بشمار است نجاشى و علامه و كليه علماى رجال و فقهاى اماميه وى را توثيق و تجليل كرده اند و از او بفضل و كمال و علم و تقوى ياد ميكنند.[١٣] محمّد بن اسحاق ابو يعقوب نديم بغدادى مكنى به ابو الفرج و معروف به « ابن النديم » از نويسندگان مشهور عالم اسلام بوده و فهرست او همواره مرجع و مأخذ مؤلفين و مصنفين است ، گويند وى ابتداء كتاب فروش بوده ، و از همين راه كه با تأليفات و كتب آشنا بوده و با مؤلفين آميزش داشته اين فهرست پر ارزش را نوشته است. نويسندگان عامه و خاصه او را پيرو مذهب شيعه ميدانند ، علماى بزرگ و مؤلفين شيعه نيز او را مورد اعتماد قرار داده اند و در كتب خود از وى نقل كرده اند ، شيخ طوسى و نجاشى در فهرست خود از وى مطالبى در ترجمه بعضى از روات شيعه اخذ نموده اند.