مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ٥٢
داشت . وهب پس از اين به خدمت اميرالمؤمنين منتقل گرديد روزى آن حضرت از جرير ابن عبد اللّه خواست تا وهب را به او بفروشد ، جرير راضى نبود وهب را از دست بدهد و از فروختن او خوددارى ميكرد ، بالاخره روزى گفت : من غلام خود وهب را آزاد نمودم ، در اين هنگام كه وى آزاد شده بود به خدمت اميرالمؤمنين آمده و از كار گزاران آن حضرت شد. كشى گويد : حسن بن محبوب در آخر سال « ٢٢٤ ق » از دنيا رفت و سن او در هنگام مرگ به هفتاد و پنج سال رسيده بود ، احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد [١] : به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم : حسن بن محبوب زراد از طرف شما براى ما نامه اى آورده است . حضرت فرمود : راست گفته است ، وليكن « زراد » نگوئيد ، بلكه « سراد » تلفظ كنيد ، زيرا خداوند در قرآن در قضيه حضرت داود عليه السلام فرموده است : « وقدر في السرد [٢] » نصر بن صباح [٣] گويد : از اصحاب ما شنيدم كه محبوب پدر حسن به هر حديثى كه وى از ابن رئاب [٤] مينوشت يك درهم ميداد. علامه قدس سره ابن محبوب را در قسم اول از خلاصه ذكر نموده و گفتار شيخ طوسى و
[١] احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى از ثقات مشايخ شيعه و از اكابر اصحاب حضرت موسى بن جعفر و رضا عليهماالسلام است وى از كسانى است كه علماء و فقهاء اجماع به توثيق او دارند ، و روايات و احاديث او را قابل اعتماد ميدانند.[٢] مقصود اين است كه « سراد » و « زراد » از نظر معنى يكى است ، وشما به همين عبارت كه در قرآن آمده تلفظ كنيد.[٣] نصر بن صباح ابو القاسم بلخى از روات قرن سوم هجرى است و ائمه عليهم السلام را درك نكرده ، علماى رجال و فقهاء او را غالى المذهب و فاسد العقيده ميشمارند و روايت هاى او را قابل اعتماد نميدانند.[٤] على بن رئاب ابو الحسن كوفى از مواليان « جرم » و يا « سعد بن بكر » است ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب حضرت صادق عليه السلام شمرده ، و در فهرست او را از ثقات دانسته و از وى به جلالت قدر ياد مى كند و پس از اين از تأليفات او نام ميبرد ، نجاشى و علامه نيز از او به عظمت و بزرگوارى ياد ميكنند.