مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ١٨٥
٥١.جابر از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه آن جن حضرت رسول صلى الله عليه و آله نزد جماعتى كه از چاه زمزم آب مى كشيدند آمدند و به آنها فرمودند : اين كارى كه در صدد انجام آن هستيد خوب است ، اگر شما قادر به آب كشيدند نبوديد من به شما كمك مى كردم ، اكنون يك دلو آب برايم بكشيد . آنان براى آن جناب دلو آبى كشيدند ، حضرت آب را گرفت و از آن ميل فرمود .
٥٢.عبدالعظيم حسنى براى حضرت جواد عليه السلام نامه اى چرا مدفوع انسان متعفّن است ؟ حضرت در پاسخ فرمودند : خداوند آدم را آفريد و بدن او را پاكيزه و خوشبو نمود ، پس از آفريدن بدن او مدّت چهل سال او را افكندند و فرشتگان بر وى مى گذشتند و مى گفتند : اين براى چه آفريده شده ؟! در اين هنگام شيطان در بدن او آمد و رفت مى كرد و از اين جهت مدفوع آدمى متعفّن است .
٥٣.عبدالعظيم حسنى گويد : از حضرت جواد عليه السلام شنيدم مى فرمود : هركس پدرم را زيارت كند و او را در راه زيارت آن جناب باران و يا سردى و گرمى برسد ، خداوند بدن او را بر آتش حرام خواهد نمود .
٥٤.سليمان بن جعفر جعفرى گويد : از حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلامشنيدم مى فرمود : پدرم از پدرش و او از آباء گرامش عليهم السلام روايت كرده كه اميرالمؤمنين عليه السلام به شخصى عبور كرد در حالى كه وى سخنانى بى فايده بر زبان مى راند ، حضرت در نزد او توقف نموده به او فرمود : تو با اين سخنانت نامه اى را بواسطه فرشتگان موكّل بر خودت نوشته و بسوى پروردگارت مى فرستى ؛ پس در مورد آنچه كه به تو مربوط است سخن بران و از غير آن درگذر .