مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ١٦١
٣٣.عبداللّه بن محمّد بن جعفر از پدرش و او از جدش روا بسم اللّه الرحمن الرحيم اين كتابى است از خداوند توانا و درستكار بسوى محمّد كه نور او و سفير او و حجاب او و رهنماى اوست ، اين نامه را جبرئيل امين از نزد خداوند جهانيان فرود آورده . اى محمّد ! نامهاى مرا بزرگ بشمار و از نعمتهاى من سپاسگزارى كن ، منم خدايى كه جز من معبودى نيست ، منهم شكننده پشت ستمگران و عزّت دهنده ستمديدگان ، و قاضى و حاكم روز رستاخيز . منم خداوندى كه جز من معبودى نيست ، هركس غير از احسان من از ديگرى اميدوار باشد ، و يا غير از عدل من از ديگرى بترسد او را عذابى دهم كه احدى را مانند آن عذاب نكرده باشم ، اكنون مرا عبادت كنيد و بر من توكل نمائيد . پيغمبرى را مبعوث نمى كنم مگر اينكه در هنگام انقضاى زمان او برايش وصيى قرار مى دهم ، و من تو را بر همه پيغمبران برترى دادم و وصيّت را نيز بر ساير اوصياء برگزيدم ، و تو را گرامى داشتم به دو فرزندت حسن و حسين كه دو شير بچه اند ، حسن را بعد از گذشتن زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم ، و حسين را گنجور وحى خويش ساختم و او را به شهادت گرامى داشتم ، و عاقبت كار او را به سعادت ختم نمودم ، او افضل شهداء و بلندترين مقام را در ميان آنها دارد ، كلمه تامه و حجّت بالغه خود را در نزد او گذاشتم ، بوسيله عترت او جزا مى دهم و عقاب مى كنم . اولين آن عترت «على» است كه پيشواى عبادت كنندگان و زينت دوستان گذشته ام هست ، و فرزندش «محمّد» كه همنام جدش مى باشد شكافنده علم و معدن حكمت من است ، زود است كه مردم درباره «جعفر» به شك افتند و هلاك گردند ، كسى كه وى را تكذيب كند گويا مرا تكذيب كرده است ، و من جايگاه جعفر را گرامى خواهم داشت ، و او را بوسيله شيعيان و دوستان و پيروانش خوشنود خواهم ساخت . پس از وى به «موسى» فتنه تاريك و ظلمانى نازل خواهد شد ، رشته تقديراتم بريده نمى شود و برهانم پنهان نمى ماند و دوستانم از جام پُرى سيراب مى گردند ، هركس يكى از آنها را انكار نمايد به نعمت من ناسپاسى كرده ، هركه آيه اى از كتاب مرا جا به جا كند بر من دروغ بسته ، واى بر مفترين و منكرين . در اين هنگام كه زمان «موسى» منقضى شود ، بنده و دوست و برگزيده ام «على» كه ولى و يارى كننده من است خواهد آمد ، كسى كه سنگينيهاى نبوّت را بر دوش او مى گذارم و او را به قوّت و نيرو در حمل اعباء رسالت آزمايش مى كنم ، او را ديوى سركش و خودپرست خواهد كشت ، و در شهرى كه بناى آن بدست بنده صالح گذاشته شده در نزد بدترين مخلوقات من دفن خواهد گرديد . گفتارم ثابت است او را بوسيله فرزندش «محمّد» كه جانشين و وارث علم و دانش اوست مسرور خواهم ساخت ، او معدن علم و محلّ اسرار و بر مخلوقاتم حجّت است ، هيچ بنده اى به او ايمان نياورد مگر اينكه بهشت را جايگاه او قرار خواهم داد ، و او را در هفتاد نفر از خويشاوندانش كه آتش جهنّم بر آنها لازم شده باشد شفيع خواهم ساخت . فرزند او «على» را كه دوست و يارى كننده من است عاقبت كارش را به سعادت و خوشبختى پايان مى دهم و او را گواه در ميان مردمان و امين در وحى خود قرار خواهم داد و از وى دعوت كننده به طريقم و خازن علم خود «حسن» را بيرون خواهم كرد ، و او را به فرزندش «م ح م د» كه وسيله آمرزش براى جهانيان است تكميل خواهم نمود . در اين فرزند كمال موسى و بهاء عيسى و صبر ايوب نهفته است ، در زمان او دوستانم خوار خواهند شد و سرهاى آنها را به يكديگر هديه خواهند داد همان طور كه سرهاى ترك و ديلم را به هم هديه مى دادند ، اينان كشته مى شوند و سوخته مى گردند ، آنان همواره ترسناك ، مرعوب و انديشه مند هستند ، زمين به خون اينها رنگين مى شود ، فرياد و ناله و بانك و شيون از زنان آنها بلند است ، و اينها از دوستان واقعى من هستند ، بوسيله اينها هر فتنه تاريك و ظلمانى را دفع خواهم ساخت ، و بخاطر اينها زلزله ها را برطرف مى كنم و سختى ها و ظلم ها را برمى دارم ، اين دسته از مردم مشمول رحمت خداوند بوده و صلوات او شامل حال آنها مى باشد و اينان هدايت شده هستند . در پايان حديث عبدالعظيم فرمود : از محمّد بن جعفر تعجّب است پس از اينكه اين حديث را از پدرش شنيد و آن را از براى مردم بازگو كرد ، به گفتار او توجهى نكرد و خروج نمود ، اين از اسار پروردگار است ، او را از نااهلان نگهداريد .