مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ٩٤
باين صبرى كه به من مرحمت فرمود ، فضل گفت : ابن ابى عمير در اين جريان بيش از صد هزار درهم زيان ديد. و نيز فضل بن شاذان گويد : وارد عراق گرديدم ، مردى را ديدم كه با رفيق خود به درشتى سخن ميگفت ، و در ضمن سخنانى كه با دوستش در ميان گذاشته بود اين جملات جلب توجه ميكرد : تو مردى خانه دار و داراى اهل و فرزند هستى و ناگزيرى كه براى آنها زندگى فراهم كنى ، ومن بيمناكم كه در اثر كثرت سجود چشمهاى شما از بين برود و اهل و عيالت نا راحت كردند ، آن مرد از اين گونه مطالب زياد بر زبان ميراند در اين موقع رفيقش او را مخاطب قرار داده و گفت : تو بسيار سخن گفت واى بر تو اگر بنا باشد كه چشمهاى انسان در اثر طول سجود از ميان برود ميبايست چشمهاى ابن ابى عمير با كثرت سجودى كه داشت از بين برود. او گفت : ابن ابى عمير پس از نماز صبح به سجده شكر ميرفت ، و سر از زمين برنميداشت تا ظهر ميشد ، راوى گويد : از اين شخص شنيدم ميگفت : روزى به اتفاق پدر خود در حاليكه دست در دست هم داشتيم به ملاقات ابن ابى عمير رفتيم و به غرفه اى وارد شديم ، در اين هنگام مشايخ اطراف او را گرفته و تعظيم و تكريمش ميكردند به پدرم گفتم : اين كيست ؟ گفت : اين ابن ابى عمير است ، گفتم مردى عابد و صالح است ؟ گفت : آرى ، از پدرم شنيدم ميگفت : ابن ابى عمير را به امر هارون الرشيد يكصد و بيست چوب زدند ، اين ظلم و ستم را سندى بن شاهك [١] انجام داد ،
[١] احمد بن محمّد بن عيسى بن عبد اللّه اشعرى قمى از اصحاب حضرت رضا و جواد عليهماالسلام است ، وى از فقهاء و محدثين قم محسوب بوده و از بزرگان و رؤساى آنها بشمار ميرفت ، علماى رجال و فقهاى شيعه او را تجليل كرده اند و از وى به بزرگى ياد ميكنند او داراى تأليفات و تصنيفاتى نيز هست كه در فهرست كتب مضبوط است.[٢] شيخ در رجال خود محمّد بن يونس بن عبد الرحمن را از اصحاب حضرت جواد عليه السلام ذكر كرده است ، و جز اين مورد از اين راوى در كتب رجال ذكرى بميان نيامده ، البته اين قضيه دليل بر عظمت و بزرگى و خلوص عقيده او ميباشد.[٣] محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش سلمى سمرقندى معروف به « عياشى » از محدثين معروف است شيخ در رجال او را از علماء بزرگ و از فضلاء و عقلاء شمرده است ، نجاشى و ابن النديم نيز او را به عظمت و بزرگى ياد كرده اند و تصنيفات او را ذكر نموده اند عده اى از علماى رجال وى را توثيق كرده اند ، گويند او از ضعفا بسيار روايت كرده و لذا بعضى درباره او سكوت نموده اند.[٤] يونس بن عبد الرحمان ابو محمّد از موالى على بن يقطين و از فقهاء بزرگ و محدثين درجه اول است ، وى در عصر خود از اركان اربعه بشمار ميرفت ، شيخ در رجال خود و هم چنين نجاشى او را توثيق كرده اند ، داوود بن قاسم جعفرى گويد : كتاب يوم و ليله يونس ابن عبد الرحمان را خدمت امام عسكرى عليه السلام عرضه داشتم ، حضرت فرمود : خداوند به هر حرفى از اين كتاب در روز قيامت به يونس نورى عطا خواهد كرد راجع به اين محدث بزرگ اخبار زيادى رسيده جويندگان به كتب رجال مراجعه نمايند.[٥] فضل بن شاذان بن خليل نيشابورى از مشاهير محدثين و مؤلفين شيعه است علماى رجال در تأليفات خود او را به عظمت و بزرگى ستوده اند ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب هادى و عسكرى شمرده و از وى تجليل كرده است ، نجاشى گويد : فضل بن شاذان ابو محمّد ازدى از ثقات اصحاب و فقهاى بزرگ بشمار است ، نجاشى گويد : فضل بن شاذان ابو محمّد ازدى از ثقات اصحاب و فقهاى بزرگ بشمار است ، اين راوى عظيم الشان كتب و تأليفات زيادى دارد ، و در فهرست كتب شيعه در باره آنها مشروحا بحث شده است.[٦] سندى بن شاهك از ظالمان و ستمگران و اشقياء زمان هارون بود ، گويند وى پيرو مذهب زرتشت بوده ، و رياست شهربانى بغداد در زمان هارون در دست وى بود او به شيعيان و دوستان اهل بيت عليهم السلام سختگيرى هاى زيادى ميكرد ، اين جبار شقى به فرمان هارون موسى بن جعفر را مسموم كرد ، وبر آن جناب ظلمهاى زيادى نمود.[٧] شيخ در رجال خود محمّد بن نعيم صحاف را از اصحاب حضرت صادق شمرده است ، در مورد اين راوى جز اين حديث مطلبى ديگر در بين نيست اگر چه اين حديث نيز دليل بر وثاقت اوست ، زيرا معلوم است كه وى در نزد ابن ابى عمير مورد اعتماد بوده.