مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ٩٣
رضا عليه السلام مامون وى را به مصاحبت خود برگزيد ، راوى گويد : كتب او از بين رفت ، و او چهل مجلد كتاب را حفظ داشت و آنها را به « نوادر » نام گذارى كرده بود ، براى اين جهت اخبار و روايات او اسنادش قطع شده است. ابو محمّد فضل بن شاذان [١] گويد : پدرم از ابن ابى عمير پرسيد تو مشايخ عامه را ملاقات كردى و از آنها روايت ننمودى گفت : من از آنها استماع حديث كردم وليكن ديدم اصحاب ما كه از مشايخ اهل سنت حديث نقل كرده اند اخبار خاصه را با عامه آميخته اند و گاهى در هنگام نقل اخبار دچار اشتباهاتى شده اند ، من اين موضوع را نپسنديدم و لذا از نقل اخبار اهل سنت خود دارى كردم و به روايات شيعه رو آوردم. و نيز فضل بن شاذان گويد : از ابن ابى عمير به خليفه سعايت شد كه وى اسامى شيعيان عراق را ميداند ، خليفه به او گفت : بايد نامهاى آنها را بگويى و او از افشاى نام آنها خود دارى كرد ، در اين هنگام او را برهنه كردند و صد تازيانه زدند ، فضل گويد : از ابن ابى عمير شنيدم ميفرمود : هنگامى كه مرا ميزدند و عدد ضربات تازيانه بصد رسيد نزديك بود اقرار نمايم ، در اين وقت شنيدم محمّد بن يونس فرياد ميزند : اى ابن ابى عمير ياد آور آن ساعتى را كه در پيشگاه پروردگار حاضر شوى ، من از اين سخن به خود آمدم و روحيه ام تقويت شد و به زجر و شكنجه صبر كردم و اسامى اشخاصى را كه از من اقرار ميخواستند بگيرند افشا نكردم ، و حمد ميكنم خداوند را
[١] احمد بن محمّد بن عيسى بن عبد اللّه اشعرى قمى از اصحاب حضرت رضا و جواد عليهماالسلام است ، وى از فقهاء و محدثين قم محسوب بوده و از بزرگان و رؤساى آنها بشمار ميرفت ، علماى رجال و فقهاى شيعه او را تجليل كرده اند و از وى به بزرگى ياد ميكنند او داراى تأليفات و تصنيفاتى نيز هست كه در فهرست كتب مضبوط است.[٢] شيخ در رجال خود محمّد بن يونس بن عبد الرحمن را از اصحاب حضرت جواد عليه السلام ذكر كرده است ، و جز اين مورد از اين راوى در كتب رجال ذكرى بميان نيامده ، البته اين قضيه دليل بر عظمت و بزرگى و خلوص عقيده او ميباشد.[٣] محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش سلمى سمرقندى معروف به « عياشى » از محدثين معروف است شيخ در رجال او را از علماء بزرگ و از فضلاء و عقلاء شمرده است ، نجاشى و ابن النديم نيز او را به عظمت و بزرگى ياد كرده اند و تصنيفات او را ذكر نموده اند عده اى از علماى رجال وى را توثيق كرده اند ، گويند او از ضعفا بسيار روايت كرده و لذا بعضى درباره او سكوت نموده اند.[٤] يونس بن عبد الرحمان ابو محمّد از موالى على بن يقطين و از فقهاء بزرگ و محدثين درجه اول است ، وى در عصر خود از اركان اربعه بشمار ميرفت ، شيخ در رجال خود و هم چنين نجاشى او را توثيق كرده اند ، داوود بن قاسم جعفرى گويد : كتاب يوم و ليله يونس ابن عبد الرحمان را خدمت امام عسكرى عليه السلام عرضه داشتم ، حضرت فرمود : خداوند به هر حرفى از اين كتاب در روز قيامت به يونس نورى عطا خواهد كرد راجع به اين محدث بزرگ اخبار زيادى رسيده جويندگان به كتب رجال مراجعه نمايند.[٥] فضل بن شاذان بن خليل نيشابورى از مشاهير محدثين و مؤلفين شيعه است علماى رجال در تأليفات خود او را به عظمت و بزرگى ستوده اند ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب هادى و عسكرى شمرده و از وى تجليل كرده است ، نجاشى گويد : فضل بن شاذان ابو محمّد ازدى از ثقات اصحاب و فقهاى بزرگ بشمار است ، نجاشى گويد : فضل بن شاذان ابو محمّد ازدى از ثقات اصحاب و فقهاى بزرگ بشمار است ، اين راوى عظيم الشان كتب و تأليفات زيادى دارد ، و در فهرست كتب شيعه در باره آنها مشروحا بحث شده است.[٦] سندى بن شاهك از ظالمان و ستمگران و اشقياء زمان هارون بود ، گويند وى پيرو مذهب زرتشت بوده ، و رياست شهربانى بغداد در زمان هارون در دست وى بود او به شيعيان و دوستان اهل بيت عليهم السلام سختگيرى هاى زيادى ميكرد ، اين جبار شقى به فرمان هارون موسى بن جعفر را مسموم كرد ، وبر آن جناب ظلمهاى زيادى نمود.[٧] شيخ در رجال خود محمّد بن نعيم صحاف را از اصحاب حضرت صادق شمرده است ، در مورد اين راوى جز اين حديث مطلبى ديگر در بين نيست اگر چه اين حديث نيز دليل بر وثاقت اوست ، زيرا معلوم است كه وى در نزد ابن ابى عمير مورد اعتماد بوده.