مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ٧٢
حديث نسبت ميداد و او را از قم بيرون كرد و به رى فرستاد ، و او در اين شهر ساكن شد. سهل بن زياد در سال ٢٥٥ نامه اى توسط محمّد بن عبد الحميد عطار [١] خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام فرستاده است اين محدث كتابى هم درباره توحيد نوشته است . اين كتاب را مشايخ حديث از وى روايت كرده اند كه از جمله آنها محمّد بن يعقوب كلينى است. كشى در رجال خود گويد : نصر بن صباح گفته : سهل بن زياد از روات حضرت جواد و هادى و عسكرى عليهم السلام است و از آنان اخذ حديث كرده است. علامه حلى در خلاصه گفته : سهل بن زياد ادمى مكنى به ابو سعيد از اصحاب حضرت عسكرى عليه السلام است و گفتار شيخ طوسى در باره او مختلف ذكر شده در جايى وى را توثيق كرده و در محل ديگرى او را تضعيف نموده است ، ابن الغضايرى گويد سهل بن زياد فاسد المذهب و فاسد الحديث است ، احمد بن محمّد بن عيسى وى را از قم اخراج كرده و از او اظهار برائت نموده ، و مردم را از استماع احاديث او منع كرد و او از مجاهيل نقل حديث ميكرد و به مراسيل اعتماد مينمود. در جامع الروات وى را عنوان كرده و گفتار شيخ و نجاشى و كشى و علامه را در باره او ذكر نموده است ، و از كشى روايت كرده كه فضل بن شاذان از سهل بن زياد رضايت نداشت و عقائد او را نمى پسنديد ، و ميگفت : سهل بن زياد احمق است ؟!.
[١] آدمى منسوب است به « ادم » كه به معنى پوست ميباشد ، ظاهرا اين راوى به تجارت و خريد و فروش پوست اشتغال داشته و از اين جهت به « آدمى » معروف شده است.[٢] محمّد بن عبد الحميد بن سالم ابو جعفر عطار كوفى ، از اصحاب حضرت رضا و حضرت عسكرى عليهماالسلامبوده ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب و روات اين دو امام همام نوشته ، و نجاشى در رجال خود گفته : محمّد بن عبد الحميد از مشايخ حديث بشمار رفته ، وپدرش عبد الحميد از اصحاب حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و از ثقات محسوب است.[٣] حسين بن سعيد بن حماد اهوازى از بزرگان شيعه و اعيان اماميه است ، اين محدث جليل القدر كتب فراوانى تأليف كرده و از مصنفين عالى مقام در عصر ائمه عليهم السلام بشمار مى رود ، وى حضرت رضا و جواد و هادى عليهم السلام را درك نموده و از آنان اخذ حديث كرده است. علماى شيعه و فقهاء اين طائفه او را به جلالت و عظمت و بزرگى و وثاقت و صداقت ذكر ميكنند ، وهمگان او را توثيق و تكريم كرده اند. شيخ الطائفه و نجاشى و علامه در كتب خود از وى به عنوان ثقه و عين و جليل القدر عنوان نموده اند . اين راوى عظيم الشان در اواخر زندگى خود به قم منتقل شد و در همانجا درگذشت.[٤] زيد نرسى از اصحاب حضرت صادق و كاظم عليهماالسلام بوده ، و كتابى هم تأليف كرده علامه طباطبائى بحر العلوم گفته : زيد نرسى از اصحاب اصول بشمار رفته و صحيح المذهب بوده است.[٥] حريز بن عبد اللّه ازدى سجستانى از اصحاب حضرت صادق عليه السلام بوده و كتبى هم تصنيف كرده ، شيخ در رجال خود گفته : حريز بن عبد اللّه اصلاً از أهل كوفه بوده ، و بعد در سجستان اقامت كرده ، نجاشى گويد : حريز بن عبد اللّه در كوفه اقامت ميكرد و وى به علت اينكه به سجستان براى تجارت بسيار مسافرت مينمود در آن جا مسكن نمود. يونس بن عبد الرحمان گفته : حريز بن عبد اللّه جز دو روايت از حضرت صادق عليه السلام بيشتر روايت نكرده ، وى در سجستان با خوارج به جنگ و قتال مبادرت كرد.