مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ٤٥
رجال خود اين راوى را در قسم ضعفا ذكر كرده اند و گفتار عضائرى را در باره او نقل نموده اند [١] . محقق وحيد در تعليقه خود گفته : مرحوم كلينى در كافى بعد از ذكر نام او از خداوند براى وى طلب ترحم و آمرزش كرده ، و از وى زياد نقل مى كند ، به علاوه وى راوى حضرت عبدالعظيم حسنى جليل القدر بوده ، واين خود دليل است كه وى شخص قابل اعتمادى بوده است. صاحب تنفيح المقال گفته : ما پس از تحقيق درباره احمد بن مهران به اين مطلب بر خورديم كه كلينى نزد او تلمذ كرده و به وى اعتماد داشته است ، پس بنابر اين ما حديث او را از « حسان » مى شماريم و به تضعيف ابن الغضائرى اعتمادى نميكنيم [٢] . نگارنده گويد : ما در ضمن ترجمه سهل بن زياد در اين باره مطالبى آورديم و در آنجا متذكر شديم كه صرف روايت كلينى از شخصى دليل خوبى او نمى شود ُّ چون ممكن است اين گونه اشخاص از مشايخ اجازه باشند ، و روايت امثال كلينى از كتابى بوده كه توسط آنها رسيده نه اينكه حديث از شخص آنها باشد. اگر حرف صاحب تنقيح المقال كه گويد : چون كلينى از وى حديث اخذ كرده بنابر اين وى آدم درستى است صحيح باشد ، پس او چرا كتاب رجال مى نويسد و درباره روات به تحقيق مى پردازد ؟ اشخاصى كه در قرن سوم و چهارم بودند و از حالات روات و مشايخ حديث اطلاع كافى داشتند گفتار آنها قابل قبول تر است تا اظهار نظر متاخرين كه سالها با آنها فاصله داشته اند. روايت احمد بن مهران از حضرت عبدالعظيم در كافى مكرر نقل شده است.
[١] تنقيح المقال ج١ ص٨١.[٢] همان.