مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ١٥٣
٢٨.شريح قاضى گويد : اميرالمؤمنين روزى به اصحاب و ياران خود در ضمن موعظه فرمود : مراقب وعده هاى مرگ باشيد ، و به كارهاى نيك مباشرت كنيد ، و به اندوختن ثروت و ذخاير اموال ميل نكنيد كه شما را به مكر و فريب و آرزوهاى دور و دراز تسليم مى كند ، همانا دنيا بسيار فريبكار ، حيله گر ، گول زن و جادوگر است و پشت آدمى را به خاك مى رساند ، دنيا در ظاهر زيبندگى و درخشندگى دارد و طالبين خود را چون سرابى مى فريبد ، دنيا در ظاهر موجب خوشحالى و در باطن داراى مكر و حيله است و با دندانهاى مرگ شما را خواهد خورد . آدميان در دنيا فرزندان مرگ هستند ، ليكن باز آنها زينت دنيا را اختيار كردند ، و جاه و مقام آن را برگزيدند ، مرد طالب دنياى فانى نادان است ، مردى كه به لذت هاى دنياى فانى حريص و به خوشيهاى آن دلبسته دارد و از مكر و فريب اين جهان آسوده است ، اين دنيا همواره در حال تغيير و تبدّل است ، روزى گرفتاريهاى او شما را احاطه خواهد كرد ، و باتيرهاى مرگ پيكرهاى شما را هدف قرار خواهد داد ، اين جهان جانهاى شما را قبض مى كند ولى شما براى دنيا ثروت و اموال جمع مى كنيد ؟ شما براى مردن متولد مى شويد ، و به قبرها منتقل مى گرديد و روى خاكها مى خوابيد ، و به مار و مور تسليم مى شويد ، و براى حساب تسليم عدالت پرودگار خواهيد شد . اى صاحبان حيله ها و انديشه ها ! اى اصحاب عقلها و خردها ! از خوابگاه پدران خود يادى كنيد، در اين هنگام اشخاصى را خواهى ديد برهنه و بدنهايى كه عريان گرديده و ثروت و اموال آنان در بين ورّاث تقسيم شده است . اى صاحب وقار كه هماره به هيكل زيبايت متوجه بودى ! اكنون به منزلى قدم مى گذارى كه پر از گرد و غبار و سنگ و كلوخ است ، در اين جا با چهره خود به روى خاك خواهى خفت ، در حالى كه اين منزل زائرش كم است و كمتر كسى از شما ديدن مى كند . تا آن وقت كه قبرت از هم بشكافد و براى حشر و نشر مبعوث گردى ، اگر زندگى تو به سعادت پايان يافته باشد به خوشوقتى و شادكامى خواهى رسيد در حالى كه پادشاه و فرمان روايى مى گردى و در امن و آسايش قرار مى گيرى كه در او خوف و خشيت و بيم و هراسى به تو نخواهد رسيد ، براى خدمت گزارى شما جوانانى گمارده شده اند كه گويا درّ و مرواريدند ، در دست آنها ظرفهايى نهاده شده كه از آب خوشگوار و شيرين پر شده و بهشتيان را سيراب مى كنند ، مردمان بهشت در آن جا همواره در نعمت هستند ، و دوزخيان همواره در دوزخ معذَّب مى باشند . بهشتيان در لباسهاى فاخر و زيبا بخود مى بالند ، و دوزخيان از حرارت آتش جهنّم در خود مى پيچند ، آنان در بهشت به مشك و عنبر خوشبو مى شوند ، اينان در دوزخ با گرزهاى آتشين مضروب مى گردند ، آنها با حورالعين هم آغوش مى باشند ، اينها در آتش با غل و زنجيرها بسته شده اند ، اينك در دل من دردى است كه اطباء از معالجه آن حيران و عاجزند ، و در او دردى است كه دواپذير نيست . اى كسى كه به مار و مور تسليم و هديه مى شوى ! از آنچه شنيده و ديده اى پند گير ، به ديدگانت بگو از لذّت خواب درگذرند و همواره اشك بريزند ، منزلگاه تو سرانجام قبر است منزلى كه در آن بيم و خوف و هول و هراس و پوسيدگى است ، پايان زندگى تو مرگ است و تو ا ندك شرمى از اعمال و افعالت ندارى . اى كسى كه در غفلت و گمراهى فرو رفته اى ! از واعظ ناصح كه طرق خير و سعادت را به شما مى فهماند بشنو ، روز قيامت هنگام عرض اعمال و سؤال از افعال و اقوال بندگان است ، آن روز موقع شرمندگى از كارهاى ناشايست و روز سرافكندگى است ، روزى كه اعمال بندگان در او زير و رو مى گردند و تمام گناهان بشمارش مى آيند ، روزى كه از فرط گرمى و حرارت چشمها آب مى شوند ، و زنان باردار از خوف و هراس سقط اولاد مى نمايند ، در اين روز بين دوستان جدايى خواهد افتاد و از هيبت و عظمت آن روز عقل خردمندان سرگردان خواهد شد ، زمين پس از آبادانى به حالت خرابى خواهد گرائيد و نزهت و خرّمى آن به خارستانى تبديل خواهد گرديد . روز قيامت زمين از معادن غيب گوهرهاى گرانبهاى خود را خارج خواهد ساخت و آنچه را كه در بر دارد بسوى پروردگار حمل خواهد كرد ، گناهكاران با قيافه هايى كه دارند شناخته مى گردند ، سيماى آنان مجرم بودن آنها را مى فهماند ، روز قيامت قبرها پس از مدتى كه به هم آمده بود از هم باز مى گردد ، و مردمان با اعمال خود به محكمه عدل پروردگار حاضر خواهند گرديد . در اين موقع پرده از روى غيب برداشته شده و آخرت نمايان مى شود ، زمين را خواهى ديد كه از هم پاشيده و متلاشى گرديده و كوه هاى آن به هم فروريخته و پستى و بلندى آن از بين رفته و هموار گرديده . اينان در اين روز براى خود يارى كننده و دوستى نمى بينند كه آنها را از اين ورطه هولناك برهاند ، و يا آنان را از اين ذلّت و خوارى نجات داده و پناه دهد ، اين مردم با شتاب و عجله بسوى عرصات قيامت رو مى آورند و عده اى نيز بدون اختيار بطرف محشر رانده مى شوند ، در اين هنگام آسمانها بدست قدرت پروردگار درهم پيچيده مى گردند مانند پيچيدن صحائف و اوراق كتب ، بندگان خداوند هنگام عبور بر صراط خائف و ترسان هستند و دلهاى آنان لرزان و مضطرب است ، آنان گمان مى كنند كه از اين راه جان سالم به در نخواهند برد ، و به اين اشخاص اذن سخن گفتن داده نخواهد شد و عذر آنها پذيرفته نخواهد گرديد . به دهان اين گنه كاران مهر زده شده و قادر به سخن گفتن نيستند ، ليكن دستها و پاهاى آنها به گفتار آيند و اعمال ناشايسته ايشان را كه مرتكب شده اند بازگو نمايند ، واى از آن وقتى كه بين دو دسته ـ گناهكاران و نيكوكاران ـ جدايى افكنده شود ، اين ساعت بسي��ر سختى است و دلها در اين موقع در ناراحتى فوق العاده قرار مى گيرند ، نيكوكاران بسوى بهشت روند و بدكاران بطرف دوزخ رو آورند. اكنون از مانند اين عذابها و ناراحتيها كه براى انسان ياغى و طاغى مهيّا است بايد فرار كرد و براى منزل آخرت كه سرمنزل مقصود انسان است بايد كوشيد .