مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ١١٦
همين است ؟! پس از آن فرمود : اى برادر اهل شام ، اما حمران با تحريف مطالب و مغالطات بر تو غلبه يافت ، و حرف حقى از تو پرسيد و تو نفهميدى ، ابان بن تغلب حقى را به باطلى آميخت و تو را از ميدان بيرون كرد ، زراره بوسيله « قياس » بر تو پيروزى يافت ، طيار مانند پرنده اى است كه مينشيند و برميخيزد ، ليكن تو مانند مرغ پر بريده هستى و قادر به قيام نيستى. اما هشام بن سالم ، او نيز ميل دارد بنشيند و بپرد ، ولى هشام بن حكم با منطق با شما تكلم كرد. اى برادر اهل شام خداوند حق و باطل را در اين دنيا به هم آميخته ، و تشخيص آنها براى مردمان عادى مشكل است ، بهمين جهت پيغمبرانى را مبعوث فرموده است تا بين حق و باطل را فرق گذارند و آنها را از هم جدا سازند ، علت بعثت انبياء نيز براى همين موضوع بوده ، اگر حق واضح و روشن بود و باطل هم مشخص و نمايان ، در اين صورت احتياجى به پيغمبر ووصى نبود. مرد شامى عرض كرد : رستگارند كسانيكه با شما مجالست دارند ، حضرت صادق فرمود : پيغمبر با جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل مجالست داشت و آنها اخبار غيبيه را از طرف خداوند به آن حضرت ميرسانيدند مرد شامى عرض كرد : مرا از شعيان خود قرار ده و به من علم بياموز حضرت به هشام فرمود : او را دانش بياموز و من دوست دارم او شاگرد شما باشد. على بن منصور [١] و ابو مالك [٢] حضرمى گويند : ما مرد شامى را بعد از وفات
[١] على بن منصور ابو الحسن كوفى از متكلمين و اصحاب هشام بن حكم است وى كتابى در توحيد و امامت تاليف كرده و بعضى نوشته اند كه اين كتاب از تأليفات هشام بوده ، وى آن را جمع كرده است.[٢] ابو مالك ضحاك حضرمى از اصحاب حضرت صادق عليه السلام است ، شيخ و نجاشى گويند وى اهل كوفه بوده و محضر امام صادق را درك كرده است ، عده از علماى رجال گفته اند : او زمان آن جناب را درك نكرده و از اصحاب حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام است ، اين راوى از ثقات مشايخ و صاحب تأليف ميباشد.