مسند حضرت عبد العظيم حسني (ع) - العطاردي، الشيخ عزيز الله - الصفحة ١٠٣
اكنون اگر مقصود از اين راوى « موسى ابو الحسن عجلى » باشد همان طور كه در رجال شيخ او را از اصحاب حضرت صادق عليه السلام ذكر نموده ، حال او مجهول و شرح زندگانى او در دست نيست ، و علماى رجال او را مجهول الحال ميدانند ، و روايت هاى او را مورد اعتماد و محل قبول قرار نداده اند. اگر چنانچه مقصود موسى بن محمّد بن على الرضا عليه السلام باشد همان طور كه در جامع الروات ذكر گرديده بايد كلمه « عجلى » اضافه باشد. شيخ مفيد در ارشاد گويد : متوكل عباسى ميگفت : من راجع به ابن الرضا ـ مقصود حضرت هادى عليه السلام است ـ متحير شده ام و نميدانم درباره او چه كارى انجام دهم ، هرچه او را دعوت ميكنم در مجالس عيش و سرور و بزم من شركت كند ، وى به من توجهى نميكند اين موضوع باعث ناراحتى و گرفتارى من شده است. يكى از حضار و نديمانش گفت : اگر ابن الرضا حاضر نيست با تو همنشينى كند ، اكنون برادرش را دعوت كن وى تو را اجابت خواهد كرد ، او مردى شاعر و قصه گو و اهل بزم و مجلس عيش است ، هرگاه او را دعوت كنى و وى در مجالس تو شركت كند ، و با تو عيش و نوش نمايد ، مردم از برادرش ابن الرضا كه موجب ناراحتى شما شده برمى گردند. متوكل از اين موضوع خوشحال شد و برادر حضرت هادى عليه السلام را دعوت كرد ، او نيز دعوت خليفه را پذيرفت و حاضر گرديد كه از نديمان و همنشينان او باشد ، در اين هنگام حضرت هادى عليه السلام پيش برادرش رفت و گفت : در مجلس اين مرد شركت نكن و با او آميزش منما ، امام هر چه اصرار كرد وى گوش نداد. سرانجام حضرت هادى عليه السلام فرمود : تو اكنون نزد متوكل ميروى ليكن به مقصودت نخواهى رسيد ، وى از قول امام سرباز زد و رو بطرف خليفه عباسى نهاد هنگامى كه به