در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٩
وى در همه زمينهها برخوردى مؤدّبانه و مهربانانه داشت. او از على (ع) با كنيه «ابوالحسن» ياد مىكرد و خطاب به او مىگفت:
رُوحى لِرُحِكَ الْفِداء وَ نَفسى لِنَفْسِكَ الْفِداء يا ابَالْحَسَنِ روح و جانم فداى تو باد اى ابوالحسن! «١» او هرگز بر خلاف خواسته على (ع) گام بر نداشت و همواره مطيع او بود.
آنجا كه على (ع) به اصرار شيخين از او خواست تا اجازه دهد آن دو به عيادت او بيايند، به رغم ناخشنودى از ايشان گفت:
الْبَيْتُ بَيْتُكَ و الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ «٢» خانه خانه تو است و زن نيز همسر و در اختيار تو.
زهرا (س) مشكلات زندگى را تحمل و آنها را از على (ع) پنهان مىكرد تا او را نيازارد. او هرگز از على (ع) چيزى نخواست كه نكند قدرت بر تهيه آن نداشته باشد و خود مىفرمود: «من از خدا شرم دارم كه به تو چيزى را كه قدرتش را ندارى تحميل كنم.» «٣» خلاصه، حضرت فاطمه (س) در طول مدت زندگى با اميرمؤمنان (ع)، هرگز حريم آن حضرت را ناديده نگرفت و در تكريم شخصيت آن بزرگوار كوتاهى نكرد تا جايى كه حضرت على (ع) در اين باره فرمود:
فَوَ اللَّهِ ما اغْضَبْتُها ... وَ لا اغْضَبَتْنى وَ لا عَصَتْ لى امْراً. «٤»