در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٤٧
دل شب از جلوههاى شيرين و به ياد ماندنى زندگى عبادى فاطمه (س) است.
اوپس از به خواب رفتن ديدگان مردم و فرزندان، در سجّاده عبادت به نماز مىايستاد و غرق در مناجات و راز و نياز با خدا مىشد. او به تأسّى از پدر بزرگوارش به اين آيه شريفه عينيّت بخشيد:
قُمِ اللَّيْلَ الّا قَليلًا نِصْفَهُ اوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلًا اوْزِذْ عَلَيْهِ (مزمل: ٢- ٤)
شب را جز كمى به پا خيز! نيمى از شب را يا كمى از آن كم كن، يا بر نصف آن بيفزا.
و نيز مصداق كامل اين آيه نورانى بود: «وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً» (فرقان: ٦٤). «١» امام مجتبى (ع) تهجّد يك شب جمعه مادرش را چنين وصف مىكند:
در شب جمعهاى مادرم فاطمه (س) را در محراب عبادت نظاره مىكردم. تمام شب را به قيام و قعود و ركوع و سجود مشغول بود تا آن گاه كه سپيدى صبح سر زد. مىشنيدم كه مردان و زنان مؤمن را يكايك نام مىبُرد و فراوان دعايشان مىكرد؛ در حالى كه هيچ دعايى براى خود نمىكرد. به ايشان عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مىكنيد، براى خود دعا نمىكنيد. فرمود:
فرزندم! اول همسايه، سپس خانه. «٢» فاطمه (س) آن چنان با دل شب مأنوس و به عبادت شبانه و انس با خدا خو گرفته بود كه حتى شب نخست زندگى مشترك را تا صبح به عبادت سپرى كرد. آن شب، چنين گزارش شده است: على (ع) در آن شب همسرش را نگران