در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٥
فصل چهارم: ايمان و خداشناسى خداشناسى و ايمان به مبدأ هستى، نخستين گام حركت انسان به سوى كمال و سازندگى است، چرا كه همه فضائل و كمالات بشرى به عرفان مبدأ و شناخت حق تعالى منتهى مىگردد و در حقيقت شناخت خدا، هسته نخستين و زير بناى همه فعاليتها و كمالات بشرى است. مادام كه عنصر خداشناسى و ايمان به مبدأ در برنامه زندگى بشر وجود نداشته باشد، هر گونه انديشه و حركت عملى او بى ثمر خواهد بود.
ايمان به خدا تنها تكيه گاهى است كه هيچ طوفانى توان لرزاندن و متزلزل كردن آويختگان به استوانه محكم آن را ندارد و آنان كه در سطح جامعه، باد گرايشى و به تعبير امير مؤمنان (ع) «هَمَجٌ رَعاع» هستند، علت اساسىاش آن است كه به استوانه محكم ايمان چنگ نزدهاند. «١» حقيقت در آمدى بر سيره فاطمى(س) ٤١ ب. اميرالمؤمنين(ع)
ص : ٤٠ ايمان، عشق است و نفرت، محبت است و خشم، تولّى هست و تبرّى؛ عشق و محبّت و تولّى در راه خدا و نسبت به خدا و اولياى او، و نفرت و خشم و تبرّى به خاطر او و نسبت به طاغوت و همه حق ستيزان. بدين رو، وقتى فضيل بن يسار از امام صادق (ع) از حبّ و بغض مىپرسد كه آيا از ايمان است؟
حضرت مىفرمايد: