در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٩
ج. محو جمال حق شب و روز فاطمه (س) در شناخت حق تعالى، بندگى او و تهذيب و تكامل نفس سپرى مىشد. او هر لحظه كه در اين وادى گامهاى تازهترى بر مىداشت و از كوثر زلال «معرفةاللَّه» جرعههاى گواراترى مىنوشيد، بيشتر محو جمال يار مىشد و سراسر وجودش در تاب و تب اين عشق و معرفت مىسوخت.
فاطمه (س) در همه چيز بى همتا و بى نظير بود. در خداشناسى نيز مانندى نداشت. يكى از تفاسير بتول همين است:
سُمِيَّتْ فاطِمةُ بَتُولًا لِانَّها بَتَلَتْ عن النّظير «١» فاطمه (س) بتول ناميده شده است؛ چون نظير ندارد.
او سرآمد بكّائين، توّابين و خائفين بود. «٢» در محراب عبادت، چنان غرق عظمت خدا و محو جمال حق مىگشت و از خود بىخود مىشد كه از انديشه فرزندان و عزيزان خويش نيز با همه علاقهاى كه به آنان داشت غافل مىگشت. از اين رو، هنگام عبادت، خداوند فرشتهاى را مأمور مىكرد تا گهواره فرزندان او را حركت دهد. «٣» حضرت زهرا (س) با آنكه در زندگى مادى با كمبودها و مشكلات فراوانى مواجه بود، هيچ گاه اين مسائل، او را به خود مشغول نساخت و به عنوان يك خواسته و آرزو براى وى مطرح نبود.
روزى رسول خدا (ص) از او پرسيد: «دخترم چه درخواستى دارى؟ اكنون جبرئيل امين كنار من است و از جانب خداوند پيام آورده است كه هر چه