در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢١
نمىبرد؛ بلكه محتواى خطبه همهاش در محكوميت و رسوايى گردانندگان سقيفه، عظمت و رنجهاى پيامبر (ص)، وصايت و فضائل على (ع)، تكريم و تحريك انصار و آگاهى بخشى و هشدار به مردم است.
ده روز پس از رحلت رسول خدا (ص) و در حالى كه زهرا (س) با پهلوى شكسته در بستر بيمارى آرميده بود، خبر آوردند كه فدك از دست رفت و مأموران حكومت به دستور خليفه، كارگزاران او را از فدك اخراج كرده و آن را به تصرف خويش در آوردهاند. «١» فاطمه (س) كه مىديد اين تجاوز آشكار- و توأم با ناديده گرفتن بسيارى از احكام اسلام- جامعه اسلامى را گرفتار انحرافى شديد از تعاليم اسلام و سنت پيامبر (ص) و بازگشت به جاهليت مىكند و از سوى ديگر، مقدمهاى است براى خانهنشين كردن اميرمؤمنان (ع) و محاصره اقتصادى ياران جانباز آن حضرت، به دفاع از حق خويش در مقابل غاصبان فدك پرداخت و با تمام وجودش خواستار باز پس دادن اين حق مغصوب شد.
بانوى اسلام براى گرفتن حق خود از دو راه وارد شد: نخست از طريق مالكيت فدك و هديه رسول خدا (ص) به او، و ديگرى از راه ارث. خليفه با بهانههاى واهى و جعل اين حديث كه پيامبر فرموده است: «ما پيامبران ارثى از خود باقى نمىگذاريم»، از پاسخگويى به استدلالهاى منطقى فاطمه (س) طفره رفت و بدين ترتيب فدك را همچون خود حكومت، غصب و دست اهل بيت (ع) را از يك پشتوانه مالى، كوتاه كرد تا آنان نتوانند در مقابل حكومت ايستادگى كنند.
دختر رسول خدا (ص) پس از رويارويى با بهانه تراشيهاى خليفه و يأس از باز پس گرفتن حق خود، براى روشن شدن افكار عمومى و اعلام موضع اهل در آمدى بر سيره فاطمى(س) ١٢٨ ٤. مديريت كانون خانه:
ص : ١٢٧