در آمدى بر سيره فاطمى(س)

در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٧

١. دفاع ازحريم ولايت‌ على (ع) و اهل بيت مشغول تجهيز پيامبر (ص) بودند كه عده‌اى در سقيفه اجتماع كرده و در غياب خاندان و نزديكان رسول خدا (ص) ابوبكر را به عنوان خليفه برگزيدند و پيشگويى پيامبر (ص) كه به على (ع) فرموده بود: «انَّ الامَّةَ سَتغدِرُبِكَ مِن بَعْدى‌؛ «١» امت، بعد از من به تو نيرنگ خواهند زد» محقق شد.
اينجا بود كه رسالت تاريخى فاطمه (س) آغاز شد؛ زيرا رسول خدا (ص) او را ملاك حق و باطل معرفى كرده و رضايت فاطمه (س) را رضايت خدا و خشم او را خشم خدادانسته است. «٢» فاطمه (س) در هر جبهه‌اى قرار بگيرد حقانيت آن را ثابت مى‌كند و ناخشنودى وى از جناحى ديگر، بيانگر بطلان آن جناح است. از اين رو، دختر رسول خدا (ص) لازم ديد موضع خود را در قبال رخدادهاى جديد روشن كند تا حق از باطل شناخته و حجت بر مردم تمام شود.
رسالتى كه فاطمه (س) دراين مقطع از تاريخ ايفا كرد، از كسى جز او حتى امير مؤمنان (ع) ساخته نبود؛ زيرا على (ع) در رأس جبهه حق قرار داشت و خود مدعى جانشينى پيامبر (ص) بود و مدعى نمى‌تواند شاهد باشد. علاوه بر آنكه سوابق درخشان و مواضع قاطعانه على (ع) در ريشه كن كردن كفر و ستيز با كافران و مستكبران، كينه‌اى ديرينه از وى بر دلهاى بازماندگان و وارثان انديشه آنان، نهاده بود كه زدودن آن كار آسانى نبود. روى اين جهات پرچمدار مبارزه با توطئه‌گران بايد فردى باشد كه در عين محور بودن وجود او براى حق و باطل، بر روى هيچ كس شمشير نكشيده و با هيچ فرد از در ستيز در نياويخته باشد و در عين حال محبوب‌ترين و نزديك‌ترين فرد به پيامبر (ص) باشد و چنين شخصى‌