در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٩
بيدار كند. آن گرامى همراه حضرت على (ع) و فرزندانش امام حسن و امام حسين- عليهما السلام- شبانه به منازل و مجالس انصار و مهاجران مىرفت و آنان را به مبارزه با باطل و جانبدارى از جبهه حق دعوت مىكرد و مىفرمود:
اى مهاجران و انصار! خدا را يارى كنيد. من دختر پيامبر شما هستم و شما با رسول خدا (ص) بيعت كرديد كه از او و فرزندانش در برابر يورش دشمنان دفاع كنيد، همان گونه كه از خود و فرزندان خود دفاع مىكنيد. پس بر سر پيمان با رسول خدا (ص) استوار بمانيد. «١» حضرت زهرا (س) گاهى آنان را به ياد واقعه غدير مىانداخت و مىفرمود:
آيا سخن رسول خدا (ص) را در روز غدير فراموش كردهايد كه فرمود: «مَن كُنتُ مَولاه فَعلىٌ مَولاه» يا گفتار او را كه فرمود: «انتَ مِنّى بِمَنزِلةِ هارونَ مِن مُوسى». «٢» و زمانى كه براى عذر تقصير نزد آن حضرت آمده و گفتند: «اگر ابوالحسن هم زودتر آمده بود با او بيعت مىكرديم.» بر آشفت و بر سرشان فرياد بر آورد:
«الَيْكُم عَنّى فَلا عُذْرَ بَعدَ تَعذيرِكُمْ وَ لا امْرَ بَعدَ تَقصيرِكُمْ؛ «٣» از نزد من برويد! ديگر، پس از كوتاهى كردن و عذر تراشيهاى دروغين، عذرى پذيرفته نمىشود و پس از كوتاهى و بى تفاوتى، امرى وجود نخواهد داشت.» پيش از آن هم گفته بود: «هَل تَرَكَ ابى يَوْمَ غَدير خُمٍّ لَاحَدٍ عُذْراً «٤»؛ آيا پدرم پس از رخداد غدير خم براى كسى عذرى باقى گذاشته است؟» ج. جانبازى و فداكارى: با ورود گردانندگان سقيفه به مرحله جديدى از مبارزه با مقام ولايت و فرا خوانى اجبارى امير مؤمنان (ع) به بيعت و مقاومت آن