در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٠
فصلهاى پيشين به مواردى از آنها اشاره شد- همه بيانگر نگرش اجتماعى و فعاليتهاى چشمگير فاطمه (س) در سطح جامعه است.
٢. سياسى مسئول بودن انسان در برابر خدا، پيامبر (ص) و جانشينان او و نيز مردم، ايجاب مىكند كه در برابر حوادث و جريانات پيرامونى خود بى تفاوت نباشد؛ چه آنكه حركتها و وقايعى كه در حيات بشر پديد مىآيند. هر كدام به نحوى و در شعاعى در سرنوشت آينده انسان مؤثرند. در اين ميان هر قدر جايگاه انسان بالاتر و موقعيت او حساستر باشد، مسئوليتش بيشتر و سنگينتر خواهد بود.
از سوى ديگر، روح و جهتگيرى اساسى سياست عبارت است از نوع تعامل و روابط متقابل بين مردم و هيئت حاكم و اين مىطلبد كه همه افراد سياستمدار باشند و نسبت به مسائل پيرامونى خويش كه به سرنوشت آينده آنان مربوط مىشود، در مرحله نخست، شناخت لازم پيدا كنند و در مرحله بعد موضع مشخّص اتّخاذ نمايند.
حيات فاطمه (س) چه در مكه و چه در مدينه سرشار از وقايع و رخدادهاى مهم فرهنگى، اجتماعى، سياسى و نظامى بود و فاطمه (س) در همان حال كه از ويژگيهاى لطيف زنانه برخوردار بود و قلبى رئوف و مهربان و تنى خسته، و انديشه و جسمى مشغول به عبادت داشت، در همه اين عرصهها تا آنجا كه وظيفه ايجاب مىكرد حضور داشت.
او زندگى سياسى را از همان دوران خردسالى و در كنار پدر بزرگوار خويش آغاز كرد و در همه جبهههاى رويارويى رسول خدا (ص) با طاغوتهاى