در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥
٢. هدايت گر بودن: در قرآن و ديگر متون دينى، خداوند متعال به عنوان هادى و راهنما معرفى شده است. هدايت تكوينى الهى همه موجودات را در بر مىگيرد و كل جهان آفرينش از سنّتهاى الهى پيروى مىكند:
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (طه: ٥٠)
گفت: پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى آنچه را لازمه آفرينش او بوده، داده است [و] سپس هدايت كرده است.
هدايت تشريعى به وسيله پيامبران صورت مىگيرد. قرآن مجيد هدايتگر انسان به بهترين وجه است:
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ (اسراء: ٩)
اين قرآن به راهى كه استوارترين راههاست، هدايت مىكند.
پيامبران و امامان عليهم السلام نيز در ابلاغ و تبيين احكام الهى نقش هدايتى ايفا مىكنند:
وَ جَعَلْناهُمْ ائِمَّةً يَهْدُونَ بِامْرِنا وَ اوْحَيْنا الَيْهِم فِعْلَ الْخَيراتِ (انبياء: ٧٣)
و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكنند و انجام دادن كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم.
خداوند، علاوه بر پيامبران عليهم السلام از طريق قواى درونى، يعنى خرد آدمى كه در وجود او تعبيه كرده، به هدايت انسان پرداخته است و انسان در پرتو برخوردارى از قدرت عقلانى و گرايش طبيعى به حق جويى و خداشناسى به حركت خود در مسير حق و صراط مستقيم ادامه مىدهد.
البته انسان ضمن برخوردارى از هدايت الهى در انتخاب راه آزاد است و با