در آمدى بر سيره فاطمى(س)

در آمدى بر سيره فاطمى(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٦

رضايتمندانه‌اش همواره غمها و غصّه‌هاى دل مولا را كه در بيرون خانه متحمل شده بود، از چهره‌اش مى‌زدود. رضايت حضرت امير (ع) از عملكرد زهرا (س) بهترين گواه بر اين حقيقت است:
فَوَ اللَّهِ لا اغْضَبَتْنى‌ وَ لا عَصَتْ لى‌ امْراً وَ لَقَدْ كُنْتُ انْظُرُ الَيْها فَتَنْكَشِفُ عَنّىِ الْهُمُومُ وَ الْاحْزانُ «١».
سوگند به خدا، فاطمه هرگز مرا خشمگين نساخت و هيچ گاه نافرمانى نكرد و هر زمان كه با او ديدار مى‌كردم غمها و غصه‌ها از دلم زدوده مى‌شد.
در عرصه سياسى و اجتماعى نيز با آنكه خود معيار حق و ملاك رضايت و خشم كبريايى و صاحب نظر در مسائل سياسى بود، ولى هرگز در اين عرصه خارج از خط مشى سياسى اميرمؤمنان (ع) و مصالح كلى امامت گام برنداشت و همواره پشت سر آن حضرت حركت مى‌كرد.
به عنوان نمونه، پس از ماجراى تلخ سقيفه و انزواى اهل بيت (ع)، گردانندگان سقيفه براى جلب افكار عمومى و كاستن از پيامدهاى سوء آن، در صدد دلجويى از حضرت زهرا (س) بر آمده، درخواست ملاقات با آن حضرت را كردند. طبيعى بود كه فاطمه (س) در تداوم مبارزه منفى خود با هر گونه پيشنهادى در اين زمينه مخالفت ورزد و به درخواست كنندگان ملاقات پاسخ ردّ دهد. آنان دست به دامن على (ع) شده، با فشار و اصرار از او خواستند از فاطمه (س) براى آنان اجازه بگيرد تا از او عذر بخواهند و اشتباهات گذشته خود را جبران كنند و در پى اين درخواست رهسپار خانه آن حضرت شدند.
على (ع) موضوع را با فاطمه (س) در ميان گذاشت و گفت: «فاطمه جان!