جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٦٩
استاندارى مصر منصوب كرد. و ابُو مُوسى اشْعَرى، والى كوفه را با اصرار مالك اشتر، در پست خود ابقا كرد. «١» بركنارى معاويه همانگونه كه اشاره شد، هدف امير مؤمنان عليه السلام از بركنارى عمّال عثمان، مبارزه با فساد و تحكيم پايههاى حقّ و عدالت اجتماعى بود؛ از اين رو با ادامه حكومت معاويه كه به خوبى از فكر و عملكرد وى آگاه بود، مخالفت كرد، و تصميم گرفت او را از مسند حكومت بر مسلمانان، طرد كند، و در اين رابطه سخن هيچ كس- حتى پسر عموى خود ابن عبّاس- را در خصوص ابقاى وى، هرچند براى مدّتى كوتاه، نپذيرفت.
مُغِيرَه، پس از اينكه از پيشنهاد خود نسبت به ابقاى همه حُكّام سابق، نتيجهاى نگرفت، به امام عليه السلام گفت:
معاويه را از استاندارى شام بركنار مكن، زيرا وى گستاخ است و مردم شام مطيع او هستند، تو هم در تثبيتش بهانه دارى، زيرا عمر بن خطاب او را به استاندارى شام منصوب كرده است.
ولى امام عليه السلام فرمود:
نه، به خدا سوگند، براى دو روز هم معاويه را به كار نمىگمارم. «٢» هنگامى كه ابنعبّاس، ازپيشنهاد مغيره آگاهشد، بهاميرمؤمنان (ع) عرض كرد:
من نيز معتقدم معاويه را در شرايط فعلى بركنار نكنى، وقتى بيعت كرد و كارت استوار شد، آنگاه بركنارش كن.