جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٠
اى مردم! براى حركت به سوى دشمنى كه پيكار با او موجب تقرّب به خداست، آماده شويد؛ گروهى كه در كار حقّ سرگردان، و از كتاب خدا بدور، و از دين واماندهاند، و در كورى و گمراهى فرو رفتهاند. هر چه مىتوانيد از نيرو و اسب بر ضدّشان مهيّا كنيد و به خدا توكّل نماييد.
جمعيّت در برابر سخنانش كوچكترين حركت و آمادگىاى از خود نشان ندادند. امام آنان را چند روزى به حال خود واگذاشت. و در اين فرصت، سران قوم را فراخواند و نظرشان را خواست. بعضى تَعَلُّل و تَمارُضْ «١» كردند. برخى ديگر نارضا بودند، و عدّه كمى نيز اجابت كردند.
امام دوباره در جمع مردم برخاست و فرمود:
بندگان خدا! چرا هر وقت فرمان مىدهم به زمين مىچسبيد؟ مگر به جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كردهايد و به جاى عزّت به ذلّت و زبونى تن دادهايد!؟ چرا وقتى به جهاد دعوتتان مىكنم چشمانتان مىگردد؟ گويى به حال مرگ هستيد. انگار كه دلهاتان آشفته است كه نمىفهميد و چشمانتان بسته است كه نمىبينيد.
آفرين بر شما كه به هنگام فراغت شيران بيشهايد، ولى وقتى به جنگ فراخوانده مىشويد روبهان گريزان را مىمانيد! من به شما اعتماد ندارم. «٢»