جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٣
حجت مهاجران براى شايستگى خلافت، به او گفته شد (كه آنها به خويشاوندى پيامبر صلى الله عليه و آله و اينكه خليفه بايد از قريش و از شاخههاى درخت نبوّت باشد، احتجاج كردهاند) فرمود:
اينها به درخت استناد كردند، ولى ميوه و ثمره آن را نابود ساختند. «١» دومين عكسالعمل امام عليه السلام پس از دفن پيامبر صلى الله عليه و آله بود. حضرت على عليه السلام و تعداد زيادى از بنى هاشم و ديگران در مسجد نشسته بودند.
برخى از كسانى كه با ابوبكر بيعت كرده بودند به دور آن حضرت و بنىهاشم جمع شدند و گفتند:
طايفه انصار و كسان ديگر با ابوبكر بيعت كردهاند، شما نيز با او بيعت كنيد و گرنه درباره شما با شمشير حكم مىكنيم.
حضرت على عليه السلام در جواب آنان فرمود:
من براى اين بيعت سزاوارترم، شما بايد با من بيعت كنيد، شما به موجب قرابت با رسول خدا صلى الله عليه و آله خلافت را از انصار گرفتيد، آنها هم اين حق را به شما تسليم كردند، من نيز با شما چنين استدلال مىكنم. من در زمان حيات رسول خدا و نيز هنگام رحلت او نزديكترين فرد به او بودم من وصى و وزير و حامل علم او هستم ...
من به كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله از همه آشناترم، و عواقب امور را بهتر از همه شما مىدانم و ثبات قدمم از شما بيشتر است، پس بر سر چه چيز نزاع داريد؟! «٢» عمر گفت: «تو را رها نمىكنيم مگر اينكه خواه و ناخواه بيعت كنى.»