جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٩
شما در سختىها نيروهاى خود را جهت پيشبرد اسلام بهكار گرفتيد، پس نبايد به دست خود اين دين را از بين ببريد. من شما را به سوى ابو عبيده و عمر مىخوانم، و هر دو را شايسته مىدانم «١» در اين هنگام آن دو گفتند:
سزاوار نيست احدى از مردم بر تو تقدّم جويد، تو يار غار پيامبر صلى الله عليه و آله هستى در اينجا لازم است نكاتى را در مورد خطابه ابوبكر يادآور شويم: «٢» * ابوبكر نخست مهاجران را تعريف كرد، تا عظمت آنان را در ذهن انصار تثبيت نمايد، سپس تا حد ممكن از انصار نيز تمجيد كرد و خودرا به صورت داور منصف و بىطرف نشان داد، در نتيجه نظر انصار را به سوى خويش جلب كرد.
* برخلاف ترديدى كه نسبت به مسأله خلافت در ذهن انصار بود، ابوبكر به طور جزم، خلافت مهاجران را خواست خداوند بلكه بالاتر، بهعنوان قضاى حتمى پروردگار، دانست و زمينه هرگونه ترديد را منتفى ساخت.
* وى پس از اينكه خلافت را حقّ مسلم مهاجران دانست، هر نوع فعّاليت انصار را در اين رابطه پيمانشكنى با خدا و از بين بردن دين، اعلام كرد.
* ابوبكر در پايان سخنانش حاضران را به عمر و ابوعبيده فراخواند كه طبيعى بود آنان او را مقدّم مىداشتند. گويى قبلًا آنان مسأله تعيين خليفه را بين خود حلّ كرده بودند. «٣»