جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٣٥
... بايد بدانيد آن كس كه فرار مىكند، خشم خدا را برمىانگيزد و خويش را نابود مىسازد و مذلّت جاودان و ننگ ابدى و سيهروزى را براى خود فراهم مىنمايد. شخص گريزان نه بر عمرش افزوده مىشود و نه موجب رضامندى پروردگارش مىشود. پس مرگ، بسى گواراتر از يافتن اين صفات ذميمه است. «١» چهره مالك در جنگ مالك اشتر مردى بلند قامت، درشت استخوان، لاغر ولى بسيار قوى و نيرومند بود. «مُنْقِذ» و «حِمْيَرْ» (فرزندان قيس) درباره مالك گفت و گو مىكردند. منقذ گفت: اگر انگيزه مالك چون عملش باشد، در ميان عرب همتايى ندارد. «حمير» گفت: عمل او بيانگر نيّت (خالصانه) اوست. «٢» مالك غرق در سلاح بود؛ چندانكه شناخته نمىشد. شمشيرى يمانى به كف داشت كه هرگاه در دست او مىچرخيد گمان مىرفت كه در آن، آبى جارى مىجوشد و هرزمان هوا را مىشكافت پرتو آن، چشمها را خيره مىساخت. «٣» «ابْنِ جُمْهان»، وقتى ديد آتش از شمشير او مىبارد و بهتآور به دشمن مىتازد، از پيكارش در شگفت ماند. به وى گفت: «خداوند، در برابر اين فداكارى در راه دفاع از امير مؤمنان عليه السلام و مسلمانان به تو پاداش خير دهد.» «٤»