جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠٠
معاويه، نعمان را در سال ٣٩ هجرى با دو هزار نفر به «عَيْنُ التَّمْر» «١» فرستاد. نعمان، به پادگان نظامى كه حدود صد نفر از سربازان امير مؤمنان عليه السلام در آنجا بودند، حمله كرد. ولى مدافعان دلاور، غلافهاى شمشيرهايشان را شكستند و سرسختانه به دفاع پرداختند، در اين ميان پنجاه نفر نيروى كمكى از اطراف بدانان پيوست. سربازان نعمان كه گمان برده بودند نيروهاى كمكى زيادى براى مدافعان رسيده است شبانه منطقه را ترك كرده و به شام بازگشتند. «٢» سُفْيانِ بْنِ عَوْف او از طرف معاويه مأموريّت يافت تا به نقاطى در عراق حمله كند. معاويه، هنگام بدرقه وى سفارش كرد:
با هر كه برخورد كردى كه با تو هم رأى نبود بىدرنگ به قتل برسان، آبادىهاى مسير خود را ويران ساز. اموال را غارت كن؛ زيرا غارت اموال مثل كشتن است، بلكه در پارهاى از موارد جانگدازتر.
سپس از وى خواست نخست به شهر «هيتْ» «٣» يورش برده، پس از آن، دو شهر انْبار و مدائن را به تصرّف خويش در آورد. سفيان، با ششهزار سرباز حركت كرد و چون در هيت كسى را نديد به شهر انبار يورش برد و پس از اينكه عده زيادى از محافظان شهر را كشت به قتل مردم و غارت